السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
118
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
مىپرستيدند كه هذيل همان بت را ( سواع ) مىناميدند و آنها را عبادت مىكردند تا زمان ظهور اسلام . و روايت شده كه خداى تعالى در مورد عذاب قوم نوح به احدى از آنها ترحّم نفرمود . از پيامبر اكرم ( ص ) نقل شده كه وقتى تنور فوران كرد و آب جوشيدن گرفت مادر نوزادى بر جان كودكش بيمناك شد و به جهت علاقه شديدى كه به او داشت او را به بالاى كوهى برد ، وقتى آب به ثلث كوه رسيد ، بازهم بالاتر رفت و وقتى آب به دو سوّم كوه رسيد ، كودك را تا قلهء كوه بالا برد و وقتى آب به نوك كوه رسيد كودك را با دو دستش بالاى سر گرفت ، امّا آب هر دوى آنها را غرق كرد ، و اگر خداوند اراده داشت كه به يكى از قوم كافر نوح رحم كند ، هر آينه به اين مادر و كودك رحم مىنمود . و امّا همسر نوح كسى است كه خداى متعال در بارهء او و همسر لوط ( ع ) فرمود : ( آن دو تحت فرمان دو بنده از بندگان صالح ما بودند ، امّا به ايشان خيانت نمودند [ 1 ] ) ( ابن عباس ) مىگويد : همسر نوح كافر بود و به مردم مىگفت : شوهر من ديوانه است و وقتى كسى به نوح ايمان مىآورد ، او ستمكاران و جبّاران قوم نوح را خبردار مىكرد تا آن فرد را آزار و اذيت كنند و همسر لوط كافر بود و به عمل قومش رضايت داشت و آنها را به سوى مهمانهاى لوط راهنمايى كرد و اين عمل از طرف اين دو زن خيانت محسوب مىشود و گر نه هرگز همسر پيامبر آلوده به زنا نبوده و خيانت آنها در امر دين بوده است و ( سدى ) مىگويد خيانت آنها همانا كافر بودن ايشان بود . و گفته شده خيانت ايشان به معناى نفاق آنهاست . و ( ضحاك ) نقل كرده كه خيانت آنان سخن چينى بوده ، چون هر وحى كه به پيامبر خدا مىرسيده آن را به گوش مشركان مىرساندند و نام همسر نوح ( واغله ) و نام همسر لوط ( واهله ) بوده است ، و ( مقاتل ) مىگويد : نام همسر نوح ( والفه ) و نام همسر لوط ( واهله ) بوده . در تفسير على بن ابراهيم آورده است مراد از خيانت ارتكاب فاحشه است ، مىگوئيم : شايسته است فاحشه را بر معناى لغوى آن حمل كنيم ، يعنى عملى كه
--> [ 1 ] سوره تحريم ، آيه 10 .