السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

114

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

نظير آن ذكر شده و در كتاب ( فقيه ) آن را آورده و مىگويد : نوح در هر روز ده بار اين ذكر را بر زبان جارى مىكرده است . ( علل الشرائع ) از دقاق از اسدى از سهل از حضرت عبد العظيم حسنى نقل مىكند كه مىگويد : از امام على النقى ( ع ) شنيدم كه فرمود : نوح دو هزار و پانصد سال عمر كرد و روزى كه در كشتى خوابيده بود ، باد وزيد و بدن او آشكار شد ، حام و يافث خنديدند و سام آنها را منع كرد و قبلا هم حام و يافث به تمسخر سام مىپرداختند ، و نوح آنها را ديد كه در حال مسخره كردن برادر خود هستند ، آن وقت نوح دست خود را به آسمان بلند كرد و آنها را نفرين نمود و گفت : خداوندا آب صلب حام را تغيير بده بطورى كه غير از سياه پوست از او متولّد نشود و آب صلب يافث را تغيير بده بطورى كه اولاد او زرد پوست و سرخپوست باشند ، آنگاه خداوند چنين مقدّر كرد ، پس همهء سياهپوستان در هر جا كه باشند از نسل حام هستند و همهء تركها و صقالبه و يأجوج و مأجوج و اهل چين در هر جا كه باشند از نسل يافث مىباشند و همه سفيد پوستان از ذريّهء سام هستند و نوح به حام و يافث گفت : من ذريّهء شما را تا روز قيامت خادم و فرمانبردار ذريّهء سام قرار دادم و دليل آن اين است كه او نسبت به من مهربان است ، امّا شما حقّ مرا رعايت نكرده و گستاخى نموديد ، نشان بىاحترامى كه به من كرديد تا قيامت در اولادتان ظاهر خواهد بود ، همانطور كه نشانهء نيكى و نيك بختى تا روزى كه دنيا باقى است در اولاد سام ظاهر مىباشد . در اين مورد مىگوئيم : شيخ طبرسى اين خبر را از كتاب نبوّت بحار الانوار نقل كرده و مىگويد : شيخ ابو جعفر ابن بابويه رحمة اللَّه ماجراى ( يافث ) را به نحو غريبى ذكر كرده كه من آن را در جاى ديگرى نديده‌ام و تمام روايتى كه من در اين معنى مشاهده كرده‌ام اين است كه حام با رؤيت و انكشاف بدن نوح به تمسخر پدر پرداخته ، امّا سام و يافث وقتى اين خبر را مىشنوند با پوششى به نزد پدر مىشتابند و بدن او را مستور مىكنند ، و وقتى كه نوح از خواب بر مىخيزد ، خداوند تعالى ماجرا را به او خبر ميدهد و او در حقّ سام و يافث دعا كرده و حام را نفرين مىكند . ( قصص الأنبياء ) راوندى طاب ثراه با اسناد به ابن عباس مىگويد : ابليس لعنت اللَّه عليه به نوح گفت : اى نوح تو بر من حق و منّتى دارى كه به سبب آن من به تو خصالى را تعليم مىدهم ، نوح گفت : منّت من بر تو چيست ؟ ابليس گفت : تو قومت