السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

113

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

دوران نبوت تو منقضى شده و ايّام تو به سر رسيده ، پس به اسم اكبر و ميراث علم نبوّت نظاره كن و آن را به پسرت سام واگذار نما ، كه همانا من زمين را از عالمى كه آگاه به طاعت من است و نجات بدست اوست ، خالى نمىگذارم و بعد از هر پيامبر ، پيامبر ديگرى را مبعوث مىكنم ، آن وقت نوح ( ع ) آثار علم نبوّت را به پسرش سام منتقل كرد و امّا ( حام ) و ( يافث ) پسران ديگر نوح بهره‌اى از آن علم نداشتند ، ولى نوح آنان را به هود ( ع ) بشارت داد و جبريّه ( يعنى معتقدان به مذهب جبر و مخالفين اختيار ) در اولاد حام و يافث ظهور كردند و اولاد سام علم نبوّت را از آنها مخفى مىداشتند و بعد از نوح دولت در اولاد سام بر اولاد حام و يافث جريان داشت و از آن حضرت نقل شده كه عمر قوم نوح سيصد سال بود ، در حالى كه نوح دو هزار و چهار صد و پنجاه سال زندگى كرد . در اين خصوص مىگوئيم : در مدّت عمر نوح ( ع ) اختلاف شده است ، بعضى آن را 1450 و برخى ديگر 1470 و عدّه‌اى ديگر 1300 دانسته‌اند ، امّا بيشتر اخبار معتبر شيعه دلالت مىكند كه نوح دو هزار و پانصد سال زندگى كرده و بعضى از آنها با ساقط كردن زمان بعثت يا زمان ساخت سفينه يا بعد از طوفان و غير و ذلك قابل تأويل است . شيخ طبرسى طاب ثراه در بارهء اين گفتار خداى متعال در وصف نوح كه مىفرمايد : ( همانا او بنده‌اى بسيار شكرگزار بود ) [ 1 ] مىگويد : نوح بنده‌اى بسيار شاكر بود و هر وقت لباسى مىپوشيد يا خوراكى مىخورد و يا آبى مىنوشيد خداى متعال را حمد و سپاس مىگفت و يا گفته شده كه او در ابتداى طعام و نوشيدنى بسم اللَّه مىگفت و در انتهاى آن الحمد للَّه بر زبان مىراند . و از امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) نقل شده كه نوح در هر صبح و شام مىگفت : ( خداوندا تو را گواه مىگيرم كه در هر صبح و شام هر نعمتى كه در دين يا دنياى من وجود دارد ، از ناحيهء توست ، تو يگانه‌اى و شريكى ندارى ، حمد و سپاس از آن توست ، تا آنجا كه از من راضى شوى ) و اين كلام شكر نوح بود . مىگوئيم : ظاهرا نوح يك بار اين كلمات را به زبان مىرانده و در بسيارى از روايات

--> [ 1 ] سوره اسراء ، آيه 3 .