السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
105
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
و او را در جزيرهاى در ميان دريا افكند و سالها آن ملك در آنجا بود ، تا وقتى كه خداوند ادريس ( ع ) را مبعوث كرد ، آن ملك به نزد ادريس رفت و گفت : اى پيامبر خدا ، دعا كن تا خدا از من راضى شود و بال مرا به من بازگرداند ، ادريس ( ع ) قبول كرد و به درگاه الهى دعا نمود تا از آن ملك راضى شود و بال او را باز گرداند و خداوند هم دعاى ادريس را اجابت كرد و آن ملك را عفو نمود ، آن وقت آن ملك به ادريس گفت : آيا تو حاجتى دارى ، ادريس گفت : آرى ، دوست مىدارم كه مرا تا آسمان چهارم بالا برى ، سپس آن ملك او را تا آسمان چهارم بالا برد و ملك الموت در آنجا نشسته بود و سر خود را از روى تعجّب تكان مىداد ، ادريس به ملك الموت سلام كرد و پرسيد چه شده كه سر خود را تكان مىدهى ؟ گفت : پروردگار عزيز به من امر كرد كه روح تو را ميان آسمان چهارم و پنجم قبض كنم و من گفتم : پروردگارا چگونه چنين چيزى ممكن است ؟ چون وسعت آسمان چهارم پانصد سال راه است و از آسمان چهارم تا سوّم پانصد سال فاصله دارد و هر آسمان تا آسمان زيرين همين قدر فاصله دارد ، در اين وقت عزرائيل روح ادريس را قبض نمود و اين تفسير قول خداى تعالى است كه فرمود رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا . در ادامه مىگويد : ادريس به جهت تعليم و دراست كتب ، ادريس ناميده شده و رسول خدا ( ص ) فرمود : خداوند بر ادريس ( ع ) 30 صحيفه نازل فرمود و از امير مؤمنان ( ع ) نقل كرده كه : ادريس ( ع ) بعد از وفاتش به جايگاهى بلند رفعت يافت و خداوند او را از ميوههاى بهشتى اطعام نمود . و در ( قصص انبياء ) شيخ راوندى با اسناد به امام باقر ( ع ) مىگويد ، رسول خدا ( ص ) فرمود : همانا فرشتهاى از فرشتگان كه منزلتى در نزد خدا داشت به سببى مورد غضب واقع شد و خداوند او را به زمين فرو فرستاد ، آن وقت آن ملك به نزد ادريس آمد و گفت : شفاعت مرا نزد پروردگارت بنما . پس ادريس سه شب بدون وقفه نماز بجا آورد و روزهاى آن را روزه داشت و افطار نكرد ، آن وقت هنگام سحر در بارهء آن ملك از خدا طلب عفو نمود ، آنگاه به او اجازهء صعود به آسمان داده شد ، آن ملك به ادريس گفت : دوست مىدارم كه حاجتى از تو را بر آورده سازم ، پس چيزى از من بخواه ، ادريس گفت : مىخواهم ملك الموت را ببينم تا شايد به او مأنوس شوم و قطعا وقتى او را مدّ نظر داشته باشم