السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
104
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
ببارد ، ادريس گفت : هرگز ! مگر اينكه پادشاه ستمگرتان و جميع اهل اين شهر با پاى پياده به اينجا بيايند و از من درخواست نمايند ، اين سخن به گوش پادشاه رسيد و او چهل نفر را فرستاد تا ادريس را به نزد او بياورند ، ادريس وقتى سركشى آن پادشاه را مشاهده كرد ، آنها را نفرين نمود و آن چهل نفر هلاك شدند و اين مطلب به گوش پادشاه رسيد ، اين بار پانصد مرد به نزد ادريس فرستاد تا او را به نزد وى ببرند ، وقتى آن پانصد مرد ادريس را يافتند ، ادريس گفت : به مردانى كه قبل از شما براى بردن من آمدهاند ، نگاه كنيد و سرنوشت خود را حدس بزنيد . آنها گفتند : اى ادريس بيست سال است كه ما را به بلاى گرسنگى مبتلا كردهاى و اكنون نفرين مىكنى تا ما هلاك شويم ، به ما رحم كن . ادريس مجددا تكرار كرد ، من براى بارش باران دعا نمىكنم ، مگر اينكه پادشاه شما و همهء مردم با پسر و پاى برهنه به نزد من بيايند ، آنگاه مردم به نزد پادشاه رفتند و او را از گفتار ادريس باخبر كردند و از او خواستند كه همراه ايشان به نزد ادريس روانه شود ، آن جبّار هم مجبور به اطاعت شد و همگى با حالت خضوع و خشوع به نزد ادريس رفته و از او درخواست كردند كه براى بارش باران دعا كند ، آن وقت ادريس به آنان جواب مثبت داد و به درگاه الهى دعا كرد كه آسمان بر آن شهر و اطراف آن ببارد ، ناگهان ابرها نمودار شد و رعد و برق در گرفت و آنقدر باران باريد كه پنداشتند غرق خواهند شد و هر يك در حالى به خانهء خود بازمىگشتند كه مهمترين مقصدشان نجات از سيل بود . در اين خصوص مىگوئيم ، شايسته است كه امر خداى تعالى به ادريس در خصوص دعا كردن براى نزول باران ، بر سبيل حتم و وجوب حمل نشود ، بلكه از باب استحباب و جواز بوده و هدف ادريس از تأخير در دعا به ذلّت كشاندن و تنبيه نمودن آنها به دليل طغيان و فساد ايشان بوده و براى اينكه با او همانطور كه در مرتبهء اول مخالفت نمودند ، مخالفت ننمايند ، و در اين حكايت اشارهاى وجود دارد كه غضب اولياء خدا در راه پروردگار شديدتر از غضب خداوند است ، چون رحمت و حلم خداى متعال بر غضب او پيشى گرفته است . تفسير ( على بن ابراهيم ) از ابن ابى عمير از كسى كه براى او از امام صادق ( ع ) نقل كرده است ، مىنويسد : خداوند متعال بر فرشتهاى غضب كرد و بال او را قطع نمود