السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)
84
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)
على ( ع ) فرمودند : آيا شما را نسبت به ابتداى امر خلقت آگاه سازم ؟ اصحاب فرمودند : بلى يابن رسول اللّه آنگاه حضرت اين گونه ادامه دادند : خداوند متعال زمانيكه آدم را بيافريد اسماء و حقايق هر چيزى را به او فرا داد و سپس آنها را به فرشتگان نيز عرضه نمود و ارواح « محمد و على و فاطمه و حسن و حسين » را در پشت آدم قرار داد بطوريكه نور وجود آنها تمام آفاق و پردهها و بهشت و كرسى و عرش را فرا گرفت آنگاه به فرشتگان فرمان داد تا در برابر عظمت آدم به سجده افتند خداوند آدم را اين گونه فضيلت بخشيد چرا كه او حامل انوار مقدسى بود كه سراسر آسمانها را پوشانيده بود ، فرشتگان همه سر تعظيم بر زمين سائيدند و ابليس از تواضع و كرنش در برابر ما اهل بيت خوددارى ورزيد . [ 1 ] در روايت على بن حسين ( ع ) آمده است : آدم آنگاه كه به بالاترين نقطهء عرش نظر افكند شبحهاى [ 2 ] ما را به صورت انوارى درخشنده مشاهده نمود پس خداوند به او فرمود : اين ارواح برترين خلق من مىباشند بوسيله آنها عطا كرده و باز هم خواهم ستاند و بوسيله آنها مجازات نموده و پاداش خواهم داد . و تو اى آدم بدانها توسل جوى و هنگاميكه دچار مصيبتى گشتى آنها را نزد من شفيع گردان ، به ذاتم سوگند كه هيچ
--> [ 1 ] بحار به نقل از تفسير امام عسگرى ( ع ) - ص 149 و 150 [ 2 ] « طريحى » در توضيح معناى اشباح مىگويد : در روايت است كه خداوند محمد و عترت پاكش را به صورت شبحهايى از نور در محضر خويش آفريد و شبح همان سايه نور است ، آنها در غالب بدنهايى از نور يا ارواح مجسم بودند و اشباح جمع شبح است به تحريك باء و سكون آن و همان سايه تاريك انسان است . از محمد بن نعمان پيرامون معناى اشباح سؤال شد و او چنين پاسخ داد . در حديث اشباح نظر آن گروه از اهل ثقه صحيح به نظر مىرسد كه مىگويند : آدم هنگاميكه نور ساطع از ارواح خمسهء طاهره را مشاهده كرد از خداوند درخواست نمود تا آن انوار قدسيه را به دو معرفى نمايد ، بارى تعالى در بيان معرفى آنها فرمود : آنها ارواح رسول اللّه ( ص ) ، على ، حسنين و فاطمه ( ع ) است و او را از اين حقيقت آگاه ساخت كه اگر نور آنها نمىبود هرگز او و آسمان و زمين را نمىآفريد و دليل معرفى آن انوار تكريم و بزرگداشت آنها بود و ديگر اينكه تمهيدى باشد براى بيان اطاعت از ايشان و دليلى باشد بر اينكه صلاح انسانها و مصلحت دين و دنيا بر محور آنها رقم مىخورد . آن ذوات مطهره در آنحال صورتى جسمانى و يا ارواحى ناطقه نبودند بلكه صورتى مثالى بودند از آنچه مىبايست در آينده خلق گردند و در خبر است هنگامى كه آدم درخواست قبولى توبه نمود خداوند را به حقيقت و منزلت خمسه طاهره سوگند داد . اين مسأله در كنار وجود روح ناطقه آنها قبل از خلقت توسط راويان صالح و اهل ثقه و در غالب اخبارى متقن گزارش شده است و راه هر گونه انكار و تضاد با عقل و شرع را مسدود نموده است . مجمع البحرين طريحى - ص 475