السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)
49
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)
پيامبران از قوم خويش مأيوس گشتند يعنى همان قومى كه رسولان الهى را به دروغ متهم مىساختند و در اين هنگام بود كه نصرت الهى بر پيامبرانش نازل گشت ، مأمون سپس پيرامون پيامبر اكرم ( ص ) و آيه لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ [ 1 ] توضيح خواستند ، حضرت در پاسخ اين گونه به تأويل و تفسير پرداختند : در نزد مشركين مكه هيچ كس گنهكارتر از رسول خدا نبود چرا كه آنها به پرستش 360 بت سر تعظيم مىسائيدند و بر ايشان بسى دشوار بود كه به كلمه توحيد اقرار نمايند آنها پيوسته مىگفتند أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ ، وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلى آلِهَتِكُمْ ، إِنَّ هذا لَشَيْءٌ يُرادُ ، ما سَمِعْنا بِهذا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ [ 2 ] بعد از آنكه خداوند فتح مكه را بدست پيامبرش ميسر ساخت خطاب به دو فرمود : إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً ، لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ [ 3 ] يعنى آنچيزى كه نزد مشركين مكه براى تو گناه شمرده مىشد و آن عبارت بود از فرا خواندن آنها بسوى كلمه توحيد ، چه در گذشته و چه در آينده . با فتح مكه گروهى از مشركين به اسلام روى آوردند و جمعى ديگر مجبور به ترك اين شهر شدند و گروهى ديگر كه لجوجتر به نظر مىرسيدند قدرت انكار يگانگى خداوند را در خود نمىديدند و بدينگونه با غلبه پيامبر بر مشركين و اعتلاى كلمهء توحيد آنچه را آنها از جانب پيامبر گناه مىانگاشتند در ديدگانشان بخشوده گشت [ 4 ] . مامون از پاسخ حضرت شگفتزده شد و بر او درود فرستاد و از ايشان دربارهء آيه عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ [ 5 ] توضيح خواست آنگاه امام ( ع ) چنين فرمودند : اين آيه به مانند ضرب المثل معروف « اياك اعنى و اسمعى يا جارة » [ 6 ] مىباشد كه خداوند با
--> [ 1 ] سورهء فتح - آيهء 2 [ 2 ] سورهء ص - آيات 5 - 6 و 7 [ 3 ] سورهء فتح - آيهء 1 و 2 [ 4 ] پيرامون اين آيه و ذنب و گناه پيامبر ممكن است مانند بسيارى از آيات ديگر مضاف را محذوف و مضاف اليه را جانشين سازيم يعنى تقدير اين گونه باشد « من ذنب امتك » كه نهايت فصاحت را در زبان عربى و علم معانى مىرساند يا اينكه ذنب را مصدر فرض نمائيم و نه اسم كه به مفعول خود اضافه گشته است يعنى ستمهايى كه امتت در حق تو روا داشتند . [ 5 ] سورهء توبه - آيهء 43 [ 6 ] ضرب المثلى است كه بر سبيل كنايه و تعريض آمده و در آن شخص ضمن بيان موضوع و لفظى ، معناى