السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)

236

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)

اصابت مىكرد صاحب آن رهگذر گرديده و با او به لواط مىپرداخت آنگاه سه درهم به عنوان غرامت به دو مىداد آنها براى اين عمل زشت در ميان خويش قضاتى داشتند كه در موقع ضرورت به دادرسى مىپرداخت . همچنين در تفسير آيه وَ تَأْتُونَ فِي نادِيكُمُ الْمُنْكَرَ گفته شده كه قوم لوط در مجالس خويش بدون هيچگونه حياء و شرمى باد معده و صدا خارج مىساختند . همچنين آنها با يكديگر در انظار عمومى به لواط مىپرداختند و خداوند به همين خاطر عذاب خويش را كه بارانى از سنگ آسمانى بود بر سر آنها فرو ريخت و بعضى گويند كه آن عذاب آب سياهرنگى بود كه بر پهنه زمين جارى گشت . [ 1 ] مؤلف محترم در اينجا به بيان حادثه‌اى مىپردازد كه خود شاهد بوده و تاريخ آن مصادف است با نوشتن موضوعات همين كتاب ايشان متذكر مىگردد كه در موقع تأليف كتاب قصص الانبياء خود شاهد بوده كه آب سياهى تمام محله‌هاى قم را فرا گرفت و آن آب از زير زمين خارج گشته و باعث خرابى منازل و هلاكت تعداد بسيارى از انسانها شد تا اينكه با حفر كانالهايى چند آن آب تيره را به بيرون شهر هدايت كردند . در حديثى از امام صادق ( ع ) آمده است : از جمله نشانه‌هاى فرج شيعيان ما آنست كه آب فراوانى در شهر قم بر سطح زمين جارى خواهد گشت . [ 2 ] نظير اين اتفاق بارها در شيراز و بلاد ديگر نيز اتفاق افتاد اما به زودى آرام و مهار گرديد . « ابو بصير » از امام صادق ( ع ) پرسيد : رسول خدا ( ص ) از بخل به خداوند پناه مىجست ؟ حضرت پاسخ دادند بلى در هر صبح و شامى و ما نيز اينگونه‌ايم چرا كه قرآن فرموده است وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * [ 3 ] و عاقبت شوم بخل بود كه قوم لوط را به عذاب الهى مبتلا ساخت آنها كه در مسير عبور كاروانها زندگى مىكردند ابتدا از آنها به نحو شايسته‌اى پذيرائى كردند اما بعداً بخل و پستى دامان آنها را فرا گرفت چرا كه تعداد ميهمانان هر روز بيشتر مىگشت . شيوه آنها به اين ترتيب بود كه هر ميهمان تازه واردى را مورد تهمت لواط قرار مىدادند تا مجبور

--> [ 1 ] مجمع البيان - مجلد 4 - ج 8 - ص 440 . [ 2 ] اختصاص - ص 101 . [ 3 ] سورهء حشر - آيهء 9 و سورهء تغابن - آيهء 16 .