السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)
237
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)
شود آنها را ترك گويد . سپس پستى آنها تا آنجا بالا گرفت كه از بخل ورزى به لواط با يكديگر مىپرداختند حتى ميهمانان نيز از اين فعل حرام آنها بر حذر نبودند . آنها در عوض به مفعولين غرامت مىپرداختند اين كار در ميان تمامى قوم لوط شايع بود و تنها گروه اندكى از مسلمانان معتقد از اين كرده ناپسند بر كنار بودند . همچنانكه قرآن مىفرمايد : فَأَخْرَجْنا مَنْ كانَ فِيها مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فَما وَجَدْنا فِيها غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ [ 1 ] قوم لوط به طهارت و غسل اعتقادى نداشتند و نصايح لوط كه مدت سى سال به طول انجاميد در مردم قومش به نتيجهاى نرسيد . لوط خود فردى سخاوتمند و ميهمان دوست بود و هنگاميكه قومش را از كردههاى ناپسند خويش بر حذر داشت مورد تهديد آنها قرار گرفت كه اگر از دعوت خويش دست برندارد او را به فضاحت و رسوايى خواهند كشانيد و آن پيامبر بزرگوار از ترس تهمت قومش ميهمانان خويش را در خفا پذيرايى مىنمود . از طرفى لوط و ابراهيم هر لحظه منتظر نزول عذاب الهى بودند اما خداوند بخاطر دوستى و محبت آن دو بارها عذاب خويش را به تأخير انداخت تا آنكه زمان موعود فرا رسيد و خداوند اراده فرمود تا براى تسكين خاطر ابراهيم از پس عذاب قوم لوط او را به تولد فرزندى مبارك كه اسماعيل نام داشت بشارت دهد و به اين منظور فرشتگانى را شب هنگام نزد او فرستاد . ابراهيم ابتدا از ورود مخفيانه آنها دچار ترس و اضطراب گرديد و گفت إِنَّا مِنْكُمْ وَجِلُونَ ، قالُوا لا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ عَلِيمٍ [ 2 ] يعنى از ما خوفى به خود راه مده چون ما براى بشارت تولد پسركى دانا بنام اسماعيل بنزد تو آمدهايم . آنگاه ابراهيم پرسيد غير از بشارت چه پيغام ديگرى داريد : « فَما خَطْبُكُمْ * بعد البشارة » و آنها از عذاب قوم لوط پرده برداشتند قالُوا . . . إِنَّا أُرْسِلْنا إِلى قَوْمِ لُوطٍ لننذرهم عذاب رب العالمين . فقال ابراهيم للرسل : إِنَّ فِيها لُوطاً . قالُوا : نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَنْ فِيها لَنُنَجِّيَنَّهُ وَ أَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ . . . [ 3 ] « اصبغ » از على ( ع ) روايت مىكند : شش خصلت كه در ميان اين امت شايع گشته است از سنتهاى قوم لوط مىباشد و آنها عبارت است از : 1 - گلوله گلى يا گروهه كه با
--> [ 1 ] سورهء ذاريات - آيهء 36 . [ 2 ] سورهء حجر - آيهء 53 . [ 3 ] سورهء عنكبوت - آيهء 32 و سورهء حجر - آيهء 59 و 60 .