السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)

224

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)

كار 3 بار تكرار شد . [ 1 ] امام موسى بن جعفر ( ع ) مىفرمايند : سكينه نام بادى است با رايحه‌اى مطبوع كه از بهشت بسوى ابراهيم ( ع ) وزيدن آغاز كرد و گرداگرد كعبه را طى نمود ، ابراهيم در آن زمان مشغول پى ريزى ستونهاى بيت بود . [ 2 ] در كتاب علل الشرايع از ابن عباس اين گونه روايت گشته است : اسبان تازى به صورت وحشى در بيابانهاى شبه جزيره پراكنده بودند . هنگامى كه ابراهيم و فرزندش از كار شالوده ريزى كعبه فارغ گشتند خداوند خطاب به ابراهيم فرمود : هم اينك گنجى را به شما عنايت خواهم كرد كه تا به حال به احدى نبخشيده‌ام چيزى نگذشت كه آن دو به بالاى كوه جياد در مكه صعود كردند و ابراهيم ( ع ) با صداى رسا تمام اسبان عرب را بسوى خويش خواند . در مدتى كوتاه اسبان بىشمارى پيرامون او گرد آمدند و انس و الفتى با ابراهيم و فرزندش پيدا نمودند . اين نجابت و علاقه به ارباب از همان زمان در اسبان بوجود آمد . اين وضعيت همچنان ادامه داشت تا آنكه در زمان حضرت سليمان بخاطر نافرمانى اين حيوان اكثريت آنها تنبيه گشته و مورد بىمهرى قرار گرفتند . همچنين تعداد بيشمارى از آنها نيز به مناقصه گذاشته شد و فقط تعداد چهل رأس از آنها باقى ماند . [ 3 ] در كتاب علل الشرايع از امام صادق ( ع ) اين گونه روايت شده است : هنگامى كه ساختمان كعبه به انتهاء رسيد خداوند به ابراهيم ( ع ) فرمان داد تا مردم را به انجام مناسك حج فرا خواند ، نداى ابراهيم را كسانى كه در اصلاب پدرانشان بودند لبيك گفتند بعضى ده بار نداى ابراهيم را لبيك گفتند و به همين تعداد نيز به حج مشرف خواهند شد و بعضى كمتر و تعدادى نيز بيشتر كه به همان تعداد توفيق زيارت بيت إله الحرام را خواهند يافت . گروهى نيز دعوت ابراهيم را پاسخ نگفتند و اينها كسانى هستند كه توفيق حج از آنها سلب شده است . [ 4 ] بايد توجه داشت كه ظاهر حديث فوق متوجه انسانهاى موجود بوده است و اما شمول حديث بر كسانى كه هنوز پا به عرصه وجود نگذاشته بودند جاى بحث است كه آيا خطاب حضرت

--> [ 1 ] قرب الاسناد - ص 68 . [ 2 ] قرب الاسناد - ص 164 . [ 3 ] علل الشرايع - ص 35 . [ 4 ] علل الشرايع - ص 419 و وسائل - ج 8 - ص 5 و كافى - ج 4 - ص 206