السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)

214

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)

روح واقعى انسانهاى فاجر و گناهكار را بنماياند چيزى نگذشت كه عزرائيل در غالب مردى سياه و بد چهره كه بوى كريه و موهاى سيخ شده‌اش بر زشتى منظرش افزوده بود در برابر او ظاهر شد . ابراهيم كه تحمل خود را از دست داده بود بيهوش بر زمين افتاد و بعد از به هوش آمدن گفت : براى هر فاسق بدكارى همين صحنهء دردناك كفايت مىكند . [ 1 ] در كتاب « علل الشرايع » از على ( ع ) آمده است : روزى ابراهيم ( ع ) به روستاى « بانقيا » در كوفه رسيده و شب را در آنجا سپرى نمودند . آن روستا منطقه‌اى زلزله خيز بود و هر شب يك بار زمين لرزه آنجا را تكان مىداد اما شبى را كه ابراهيم در آنجا به صبح آورد زمين آرامش داشت مردم آن منطقه كه از وجود ابراهيم ( ع ) در ميان خويش آگاهى يافته بودند از او خواستند تا در ميان آنها زندگى نمايد اما ابراهيم ( ع ) اين پيشنهاد را نپذيرفت و از آنها خواست تا سرزمين خود را به او بفروشند و با اين كار زمين لرزه آنجا نيز بر طرف خواهد شد . او آن زمينهاى سنگلاخ پشه‌ها را در برابر هفت ميش و چهار شتر خريد و به همين خاطر است كه به آن منطقه بانقيا مىگويند چرا كه در زبان قبطى « نقيا » را ميش گويند فرزند ابراهيم به پدر گفت : چه فايده‌اى در خريد زمينى كه خشك و بىحاصل است ؟ ! ابراهيم در پاسخ او فرمود : سكوت پيشه ساز به زودى خداوند از اين سرزمين هفتاد هزار نفر را بدون هيچ حسابى وارد بهشت خواهد گردانيد . آنها براى گروه بيشمار ديگرى شفاعت خواهند كرد . [ 2 ] بانقيا روستايى است در كوفه و به عبارت دقيق‌تر همان نجف اشرف است . امام صادق ( ع ) مىفرمايند : زمين از ديدن عورت ابراهيم ( ع ) به هنگام تخلّى به خداوند شكوه كرد و آنحضرت نيز پوششى بلندتر از پيراهن را از زير شلوار و براى ساتر قرار دادن ميان خود و زمين بر تن نمود . آن پارچه تا زانوان او را مىپوشانيد . [ 3 ] پوششى را كه ابراهيم ( ع ) در زير شلوار مورد استفاده قرار داد مسلما كوتاهتر از شلوار آنحضرت بوده و از اين روايت استفاده مىشود كه آنحضرت اولين كسى بود

--> [ 1 ] بحار - ج 12 - ص 74 به نقل از عوالى الأمالى . [ 2 ] علل الشرايع - ص 585 . [ 3 ] علل الشرايع - ص 584 .