السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)

201

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)

اينها شيعيان اعتقاد دارند كه پدر حضرت ابراهيم ( ع ) مسلمان بوده است و اما آن دسته از روايات كه پدر او را در زمره مشركين مىدانند بدون شك مىبايست حمل بر تقيه گردد . [ 1 ] 2 - در بيان گفته حضرت ابراهيم كه فرمود « انى سقيم / من بيمار و رنجورم » وجوه مختلفى بيان گشته است : الف : هنگاميكه او به ستارگان نگريست آنها را به انسانى كه تب شديد او را فرا گرفته است تشبيه و استدلال نمود گويا كه زمان بيمارىاش فرا رسيده است . ب : عادت منجمان آن زمان اين بود كه در ستارگان خيره شده و آنها را منبع خير و شر مىدانستند و ابراهيم ( ع ) نيز با بيان جمله « انى سقيم » اين توهم را براى آنها پيش آورد كه ستاره‌اى باعث بيماريش شده و بدين ترتيب او را به خود واگذارند . ج : خداوند تعالى با اين نشانه به او وحى فرستاد كه در آينده‌اى نزديك دچار بيمارى خواهد شد حال اين نشانه يا طلوع ستاره‌اى بود به صورتى خاص و يا اتصال آن به ستاره دنباله‌دار ديگر . د : شايد منظور از سقم و بيمارى نوعى كدورت قلبى و يا پريشانى فكرى باشد كه بخاطر بت پرستى مردم بر ابراهيم ( ع ) عارض گشته بود و چگونه است كه ستاره‌اى كه خود مخلوق خداوند تعالى است مورد پرستش خردمندان قرار گرفته است . بعضى از روايات نيز بيان جمله « انى سقيم » را نوعى توريه و كذب مىدانند كه در مورد تقيه جايز انگاشته شده است . همچنين در روايتى پيرامون جمله « انى سقيم » آمده است : ابراهيم ( ع ) بدان جهت آزرده دل گشته بود چرا كه در حركت ستارگان شاهد ظلمى بود كه در آينده بر حسين بن على ( ع ) خواهد رفت و اين خبرى بود كه ستارهء حسين ( ع ) به دو داده بود و بايد بدانيم كه هر يك از انبياء و ائمه عليهم السلام داراى ستاره‌اى هستند كه در آسمان بدان شناخته مىشوند همچنانكه در روايات آمده است : « ان زحل نجم امير المؤمنين فلا يقال له نحس » ستاره زحل

--> [ 1 ] چون در قرآن كريم لفظ أب بر عمو و جد مادرى اطلاق مىگردد ائمه معصومين نيز به تبعيت از قرآن ضمن روايات خويش اين مورد را دقيقا رعايت كرده‌اند تا كلام آنها بويى از مخالفت با كتاب خدا در بر نداشته باشد . ( توضيح مؤلف ) .