السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)

107

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)

سرخ رنگ را براى او فرو فرستاد تا در موضعى در كعبه نصب گردد و او بر گرداگرد آن طواف مىكرد و پرتو درخشنده آن ياقوت تا موضعى امتداد مىيافت كه آدم آنجا را محدوده نشانه‌اى قرار داده بود و خداوند نيز آن محدودهء معين را حرم نام نهاد . [ 1 ] از روايت مذكور استفاده مىگردد كه نزول آدم بر شبه جزيره هند را بايد حمل بر تقيه نمود . و در جمع بين دو روايت مذكور استفاده مىگردد كه نزول ياقوت سرخ يا خيمهء بهشتى ، با استفاده از احاديثى ديگر مىتوان گفت كه آن خيمه از جنس ياقوت بوده است و عده‌اى از محدثين عقيده دارند كه نزول آن دو به صورت تدريجى و يكى پس از ديگرى و يا همزمان بوقوع پيوسته است . در حديثى از امام صادق ( ع ) آمده است : هنگاميكه خداوند آدم را از مينوى برين بر زمين فرود آورد لباس بهشتىاش از او جدا گشته و عريان بود تا اينكه خداوند اراده فرمود تا از برگ درختان بهشتى بر او جامه‌اى بپوشانند ، آدم نيز قبل از نزول بر زمين با استفاده از برگ درخت بهشتى ستر عورت نمود . وقتى كه او بر زمين فرود آمد رائحه اين برگ بر اثر مجاورت و تماس با گياهان موجود ديگر در هند بدانها سرايت نمود و باعث انتشار بويى خوش در ميان درختان آن ناحيه شد ، باد جنوب كه بر آن وزيدن گرفته بود رائحهء خوش آن را به طرف مغرب كشانيد و بعد از آنكه جو آرام گرفت تمام درختان ناحيه هندوستان معطر گشته بود و اولين حيوانى كه از آن برگ چريد آهوى مشك ياختن است كه بوى خوش آن گياه در ميان جسم و خون او نفوذ يافته و سپس در نافش جمع مىگردد . [ 2 ] همچنين امام صادق ( ع ) مىفرمايند : بعد از نزول آدم بر روى زمين خداوند به او فرمان داد تا به كار كشت و زراعت و كاشتن بعضى از انواع درختان مانند خرما ، انگور ، زيتون و انار مشغول گردد تا خود و فرزندانش از ثمرات آنها بهره جويند . ابليس در شروع كار نزد آدم آمده و از او پرسيد : كاشت اين گونه ميوه‌ها با اينكه من قبل از تو در روى زمين بوده‌ام سابقه نداشته است بگذار تا از ميوهء آنها برخورم ، آدم

--> [ 1 ] علل الشرايع - ص 420 و عيون الاخبار - ج 1 - ص 256 [ 2 ] كافى - ج 6 - ص 514