السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)

106

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)

از امام صادق ( ع ) روايتى بدين مضمون نقل شده است : بعد از آنكه آدم بر روى زمين مستقر گشت اشتهاى وافرى به ميوه‌هاى بهشتى در خود احساس نمود . خداوند تعالى بدين منظور براى او دو نهال تاك فرو فرستاد و آدم آن دو نهال را در زمين كاشت هنگاميكه تاكها به ثمر نشست ابليس بر گرداگرد آنها ديوار كشيد آدم از او پرسيد لعنت خدا بر تو باد چگونه به اين امر مبادرت ورزيدى ؟ و ابليس در پاسخ ادعاى مالكيت آن تاكها را نمود و هنگامى كه كار مشاجره ميان آنها بالا گرفت به قضاوت عادلانهء « روح القدس » در ميان خود تن در دادند ، ملك مقرب ابتدا شعله‌اى از آتش را بسوى آن تاكها پرتاب كرد كه باعث شعله‌ور شدن شاخهء آنها شد آدم و ابليس پنداشتند كه تمامى تاك در آتش سوخته است اما حقيقت چيز ديگرى بود زيرا آتش به امر خداوند دو سوم از درخت انگور را بلعيده بود اما ثلثى از تاك همچنان سر سبز به جاى ماند ، در اين هنگام روح القدس گفت : آن قسمتى كه طعمه آتش گشت سهم ابليس و قسمتى كه باقيست در تملك آدم است . [ 1 ] همچنين امام صادق ( ع ) فرمودند : هيچكس به اندازهء آدم ، يوسف و داوود نگريست ، گريه آدم هنگامى بود كه از بهشت بيرون رانده شد . او در حالى مىگريست كه سرش بر يكى از درهاى بهشت قرار داشت و از كثرت مويه‌اش ، سماواتيان به فغان آمدند تا آنكه خداوند از قامت او بكاست و اما داوود آنقدر گريست كه علفزارها از آه سوزان و اشك چشمش خشكيده و سوخته گشتند ، يوسف نيز كه از شدت گريه‌اش بر يعقوب زندانيان را به ستوه آورده بود بناچار با آنها از در مصالحه بر آمد تا روزى را به گريه سر آرد و روزى دگر را به سكوت سپرى سازد . [ 2 ] « صفوان بن يحيى » گويد از موسى بن جعفر ( ع ) در مورد حدود حرم و نشانه‌هاى آن پرسيده شد آنحضرت در پاسخ فرمودند آدم هنگامى كه از بهشت خارج شد ابتدا بر « كوه ابو قبيس » فرود آمد اما در ميان مردم شايع گشته كه او در شبه جزيره هند پايين آمد او كه از تنهايى رنج مىبرد از خداوند خواست تا آن نغمه‌هاى بهشتى بار ديگر بر گوش او طنين اندازد . خداوند تعالى از بهشت ياقوتى

--> [ 1 ] علل الشرايع - ص 477 [ 2 ] تفسير عياشى - ج 2 - ص 177