السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)
102
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)
امام صادق ( ع ) مىفرمايند : ابليس از فرط حزن و اندوه چهار مرتبه فغان سر داد ، يك بار آنروزى كه مورد لعن خداوند واقع گشت ، دگر بار آنهنگام كه بر زمين فرو فرستاده شد ، بار سوم هنگاميكه محمد ( ص ) به پيامبرى بر انگيخته گشت و آخرين بار زمانى بود كه قرآن بر سينهء مبارك خاتم الانبياء نازل گرديد همچنين او دوبار از كبر و شادى خرناسه بركشيد ، ابتدا هنگامى بود كه آدم از ميوهء آن درخت معهود تناول نمود و دگر بار زمان هبوط آدم از عرش بر زمين بود . [ 1 ] از امام صادق ( ع ) روايت شده است : پنج نفر در زمرهء كسانى هستند كه بسيار گريستهاند و آنها عبارتند از : آدم ، يعقوب ، يوسف ، فاطمه زهرا ( س ) و على بن الحسين ( ع ) ، گريه آدم در فراق بهشت خلد بود او چنان مىگريست كه گويا بر گونههايش نهرى خروشان از ميان درهها روان است . [ 2 ] در روايتى ديگر آمده است : آدم آنقدر گريست كه يكى از چشمانش بسان دجله و ديگرى همچو فرات در خون نشست [ 3 ] و از امام صادق ( ع ) است كه آنهنگام كه آدم از بهشت بر زمين فرود آمد با خود صد و بيست اصله شاخهء نهال به همراه داشت ، چهل شاخه از آنها به صورتى بود كه قشر بيرونى و درونىاش قابل خوردن بود ، چهل اصله ديگر داراى ظاهرى خوراكى بود كه قسمت داخلى آن بدون استفاده بوده و بدور انداخته مىشد و چهل اصلهء سوم دقيقا بر عكس مجموعهء دوم بود ، او همچنين با خود از بهشت جوال و خرجينى به همراه آورده بود كه بذر تمام گياهان در آن قرار داشت . [ 4 ] « بكير بن اعين » گويد : امام صادق ( ع ) از من پرسيدند آيا مىدانى ماهيت « حجر الاسود » در اصل چه بوده است ؟ من ابراز بىاطلاعى كردم . آنگاه حضرت فرمودند : آن سنگ در ابتدا يكى از بزرگترين فرشتگان الهى بود و زمانيكه پروردگار از مقربين آستانش عهد و ميثاق مىستاند او اول كسى بود كه بر پيمان الهى اقرار ورزيد و بدين خاطر خداوند او را امين خويش قرار داده و ميثاق خود را با او محكم ساخته
--> [ 1 ] خصال - ج 1 - ص 263 [ 2 ] خصال - ج 1 - ص 272 و روضة الواعظين - ص 450 [ 3 ] عيون اخبار الرضا - ج 1 - ص 220 [ 4 ] خصال - ج 2 - ص 601