السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)

101

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)

جمعى گويند اصولا شيطان در پهنهء زمين با آن دو سخن گفت و عده‌اى ديگر عقيده دارند كه ابليس از وراى دهان در آرواره مارى با آدم و حواء ارتباط برقرار كرد . صاحب كتاب « الكامل » گويد : هنگاميكه محافظان بهشت از ورود ابليس جلوگيرى به عمل آوردند او به حيوانات مختلفى تشبث جست تا شايد بتواند در قالب و شكل آنها در درون آدم و حواء رخنه نمايد اما همه حيوانات از همكارى با او سرباز زدند تا اينكه به نزد مار آمد و به دو گفت : تو در پناه من خواهى بود اگر بتوانى مرا به آدم و حواء برسانى ، مار نيز ابليس را در ميان آرواره و دندانهاى پيشين خويش پنهان ساخته و داخل بهشت شد . بعضى روايات اشاره مىكند كه مار قبل از اين جريان در خلقتى نيكو و درخشنده و بر چهار دست و پا حركت مىكرد تا اينكه به امر خداوند به هيئت كنونى و در زمرهء خزندگان در آمد . جمعى عقيده دارند كه ابليس با آدم و حواء بنوعى مكاتبه مىنمود اما ظواهر آيات نشانگر اين است كه صحبت ابليس با آن دو به صورت « مشافهة » و رو در رو بوده است [ 1 ] در احاديث آمده است زهرى كه در ميان دندانهاى مار قرار دارد همان اثر نشيمنگاه ابليس بر آنست يا اينكه آن زهر به سبب مجاورت ابليس خلق گشته است . بايد دانست كه بزرگترين شبههء لغزشى كه در مورد پيامبران متداول گشته است همين داستان آدم ( ع ) است و قرآن نيز در اين مورد مىفرمايد : وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى [ 2 ] مرحوم « علم الهدى » طاب ثراه در رفع اين شبهه مىگويد : اصولا عصيان در برابر امرى عبارت است از مخالفت ورزيدن با آن كارى كه واجب ضرورى باشد و يا اينكه مستحب و مندوب و بعد از توضيحى مفصل به اين نتيجه مىرسد كه « حسنات الابرار سيئات المقربين » . مؤلف محترم در صحيفه سجاديه و ضمن شرح دعاى امام سجاد ( ع ) آن هنگام كه از خطاهاى خويش عذر خواهى مىنمايد به تفصيل راجع به حديث مذكور به كنكاش پرداخته است .

--> [ 1 ] بحار الانوار - ج 11 - ص 193 و 194 [ 2 ] سورهء طه - آيهء 121