السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)
100
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)
به سبب فرمانبردارى شما استفاده از ميوهء درخت ممنوعه را بار ديگر بر شما مباح دانسته است و فرشتگان را كه براى عدم دسترسى به آن درخت در اطراف آن گماشته است بىترديد بر شما تعرضى نخواهند كرد و ترا بشارت مىدهم كه اگر زودتر از آدم بتوانى از ثمرهء آن تناول نمايى بر همسرت تسلط و سيطره خواهى يافت . سپس حواء به طرف آن درخت حركت كرد اما فرشتگان نگهبان با سر نيزههاى خويش او را از نزديك شدن برحذر مىداشتند ، در اينحال خداوند تعالى به محافظين از آن درخت خطاب فرمود : شما كسى را از تناول دور مىداريد كه بىعقلى و ناانديشيدن در عاقبت كارى كه مىخواهد انجام دهد او را به زحمت انداخته است . ميان او و انديشهاش را تنها گذاريد تا خود تصميم گيرد و مستحق ثواب و يا عقاب گردد . از طرفى حواء گمان برد كه عدم ممانعت فرشتگان از اين جهت است كه خداوند استفاده از ميوه آن درخت را بر او جايز شمرده است و در دل بر آن مار حيلهگر آفرين گفت . آنگاه رو به جانب آدم نهاد و او را از ماجرا آگاه ساخته و بدين ترتيب همسرش نيز اسير دام ابليس گشته و از آن ميوه تناول نمود ، قرآن در اين باره مىفرمايد فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها يعنى شيطان از در خدعه و نيرنگ بر آنها وارد گشت فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فِيهِ و از نعيم جاودانه محرومشان ساخت ، پس خداوند به آدم و حواء و ابليس و آن مار فرمان داد تا بر زمين فرود آيند و هر كدام بر ديگرى حيلهاى به كار بسته و دشمن يكديگر باشند و به زندگانى طبيعى خويش در دنيا مشغول باشند تا مرگشان فرا رسد . بايد دانست كه مار قبل از ارتكاب چنين كارى از بهترين حيوانات ساكن در بهشت بود در حالى كه ابليس از محل سكونت خويش در حاشيه بهشت بر زمين فرود آمد چرا كه از ورود او به بهشت ممانعت به عمل مىآمد . [ 1 ] در نحوهء دسترسى ابليس به آدم و حواء اختلاف نظر وجود دارد و مطابق روايات ابليس آن هنگام كه از سجده بر آدم امتناع ورزيد از بهشت بيرون رانده شده بود . بعضى گويند هر از گاهى آدم به درب ورودى بهشت نزديك مىشد و ابليس نيز كه در آن حوالى پرسه مىزد با او به گفتگو مىنشست .
--> [ 1 ] تفسير امام عسگرى - ص 90 - 91