العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)
395
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)
راهنما فرستاد ، كه خوب و بد را در آن روشن نمود ، پس راه خوب را در پيش گيريد تا هدايت شويد ، و از جانب بد كناره گيريد تا ميانهرو باشيد ، واجبات ، واجبات ، آنها را به خدا برسانيد تا شما را به بهشت رساند ، خداوند ، حرام فرموده ، حرامى كه مجهول نيست ( يعنى آنچه را خداوند غدقن نموده ، اگر دقت كنيد ، ناروائيش كاملا روشن است ) ، و برترى داده احترام مسلمان را بر تمام حرمتها ، و به ( ريسمان ) اخلاص و توحيد ، حقوق مسلمين را در جاى خود محكم نموده ، پس مسلمان كسى است كه مسلمين ، از زبان و دست او جز در راه حق سالم مانند ، و آزار مسلمان روا نباشد مگر آنجا كه ( در شرع ) واجب است . بشتابيد به برنامه همگانى كه ويژه شما نيز هست و آن مرگ است ، تا آنجا كه ميفرمايد : خدا را بترسيد در خصوص بندگان و شهرهاى او ، زيرا شما مسئوليد ، حتى از قطعات زمين ، و چهارپايان « 1 » . بيان : نهج بفتح نون ، راه روشن است و ( صدف عنه ) بر وزن منع يعنى دورى كرد ، و ( السّمت ) راه ( و القصد ) راست بودن راه ، و قصد فلان بر وزن ضرب ، يعنى ، رشد يافت ( و الفرائض ) هر دو كلمه فرائض ، در عبارت منصوبست بنا بر اغراء ( اصطلاحى است در علم نحو ) ( و الحرم ) جمع حرمت است ، و حرمت اسم مصدر احترام است ، و بستن حقوق را بوسيله اخلاص و توحيد ، اينست كه خداوند متعال رعايت حقوق را بر مخلصين و موحدين لازم فرموده و آن را مكمّل اخلاص و توحيد قرار داده ، و ( معاقدها ) جايگاه آنها ، و ( ما يجب ) يعنى آنچه كه لازم و ثابت باشد و اين كلمه چون تأكيد است براى الّا بالحقّ ، و مقصود از شتاب بسوى مرگ ، راضى بودن به آن و آمادگى براى مرگ و بعد از آنست ، و مرگ گرچه قانون عمومى است و براى هر حيوانى هست ولى براى هر فردى خصوصيتى دارد كه در باره ديگران نيست ، و تقواى در باره بندگان ، پيروى فرمان خداست در معاملات
--> ( 1 ) نهج البلاغه عبده ج 1 ص 334 خطبه 165 .