العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)
394
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)
چون ميگفتند در جنگ صفين به حكميّت راضى شده ، و در اين فرمايشات حضرت در ردّ اين نظريه آنها استدلال ميفرمايد كه پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مسلمانهائى را كه مرتكب گناه كبيره شدند ، از اسلام خارج نساخت ، و احكام مسلمين را بر آنها جارى فرمود و بدين وسيله پندار غلط آنها را كه فكر ميكردند اكنون كه به نظر آنان اصحاب امير المؤمنين عليه السّلام كافرند ، پس شهر آنها ديار كفر است ، و نبايد به هيچ كس رحم كرد و به همين جهت مردم حتى بچهها و نيز حيوانات را كشتند ، باطل نمود ، و خلاف آن را از برنامه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ثابت فرمود . ( السّواد ) عدد زياد ، و اجتماع مردم است ، و ( يد اللَّه ) كنايه از حفظ و دفاع است ، يعنى جمعيتى كه دور پيشواى راستين گرد آيند ، در پناه و حفظ خدايند . و آنچه را در فقه ، بعضى استدلال ميكنند به فتواى مشهور يا اجماعى كه معلوم نيست ، معصوم عليه السّلام هم در بين آنان باشد ، سست و بىپايه است ، زيرا اخبار زياد و نيز آياتى از قرآن دلالت دارد بر اينكه بيشتر مردم در گمراهىاند ، و معمولا حق با جمعيّت اندكست . و گويا مقصود از ( هذا الشّعار ) همان شعار خوارج است كه ميگفتند ، ( لا حكم الّا للَّه - حكمى نيست مگر براى خدا ) و ( لا حكم الّا اللَّه - فرماندهى نيست جز خدا ) و بقولى شعار خوارج اين بود كه وسط سرشان را ميتراشيدند و موهاى دور آن را به شكل تاج دايرهوار مينمودند ، و بقولى مقصود از آن شعار ، شعار تفرقه ، و استبداد رأى است ، ( و لو كان تحت عمامتى ) يعنى اگر چه به محترمترين اشياء هم كه عمامه من است پناه ببرد ، و بقولى ، كنايه است از نزديكترين اشياء به آن حضرت ، و بقولى مقصود آنست كه اگر چه آن نداى تفرقه و شعار از من باشد . سخن ما : تمام سخن مشروحا در كتاب فتن گذشت . 49 - حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود ، همانا خداوند متعال كتابى