العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)
382
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)
به آن ( و ) در حالى كه تو ( لا تعرف نفسك ) كه نزديكترين چيزهاست به تو ( بنفسك من ) جانب ( نفسك ) و اوست كه نفس ترا به تو معرفى مىكند يا معنايش اينست كه عالم بودن او را ميدانى بوسيله پرسيدن مشكلات علوم ، و آنچه از صفات و روحيات تو كه در ضمير توست و از آنها غافلى ترا با خبر ميسازد ، و بنا بر توجيه اوّل ، اين جمله اشاره است باينكه ، وقتى تو خودت را با اينكه نزديكترين اشياء به تو است بدون معرّفى امام نشناسى ، توقع دارى خدايت را با خردت بشناسى ؟ ( و تعلم انّ ما فيه ) يعنى آنچه را از امامت و پيشوائى ادعا مىكند ( له و به ) يعنى برايش حاصل و ويژه اوست . سپس امام عليه السّلام براى بيان اينكه شناخت ذات حاضر پيش از وصف اوست ، بداستان يوسف و برادرانش استشهاد ميفرمايد ، چون برادران ابتداء با ديدن يوسف ، او را شناختند ، سپس برادرى او را با ديدن زيادتر و شنيدن سخنان او دانستند ، بنا بر اين صفت او را بذاتش شناختند ، همچنين است امام صفات او بذاتش و آنچه كه از او شنيده و ديده ميشد از علوم و معجزات او شناخته مىشود . ( و لا اثبتوه من انفسهم بتوهّم القلوب ) يعنى همچنان كه امور پنهانى را با نشانههاى عقلى و نقلى ميشناسند . سپس مطلبى را كه قبلا فرموده كه امام بايد باوصاف ويژه خود كه ديگران ندارند ، معروف باشد و امامت به اختيار امّت نيست ، تأكيد ميفرمايد با تأويل در آيه قرآن ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَها « 1 » باينكه مراد از درخت امام است همچنان كه در قرآن نيز آمده ( و مثل شجره طيّبه - همچون درخت زيبا ) « 2 » كه مقصود
--> ( 1 ) سوره نمل آيه 60 . ( 2 ) سوره ابراهيم آيه 24 و آيه چنين است أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ . تا آخر آيه .