العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)
377
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)
مىپرستد بوصفى كه او را درك نميكند ، چيزى را اراده كرده كه از ذهن او غائب است ، و هر كس پندارد كه صفت و موصوف را مىپرستد ، توحيد را نابود ساخته ، زيرا صفت غير موصوفست ، و هر كس پندارد كه موصوف را بصفت نسبت ميدهد ، بزرگ را كوچك ساخته ، و چنانچه بايست اندازه و ميزان خدا را رعايت نكردند ، كسى پرسيد ، پس راه توحيد چگونه است ؟ فرمود در كاوش باز است و راه گشايش شبهات موجود ، همانا شناخت ذات حاضر پيش از وصف اوست ، و شناخت وصف ناديده پيش از ذات او ، گفتند ، چگونه ميشناسى ذات حاضر را پيش از وصف او فرمود او را ميشناسى و ميدانى ، و خود را به دو شناسى ، و خويشتن را بخويش و براهنمائى خود نشناسى ، و ميدانى آنچه را در اوست ، براى او و مخصوص اوست ، چنانچه برادران يوسف به دو گفتند ( حتما تو يوسف هستى ، گفت من يوسفم و اين برادر من است ) « 1 » يوسف را به خودش شناختند و او را به غير او نشناختند و از پيش خود به خيال دل چيزى نساختند ، آيا نبينى خداوند ميفرمايد ( هرگز شما از پيش خود قادر بر رويانيدن آن درختان نيستيد ) « 2 » ميفرمايد ، شما را نرسد كه از پيش خود امامى واداريد و آن را به خواهش دل و خواست خود بر حق شماريد . سپس حضرت صادق عليه السّلام فرمود ، سه نفرند كه روز قيامت خدا با آنان سخن نگويد و بدانها ننگرد و پاكشان نسازد و عذابى دردناك دارند ، ( و آنها عبارتند از : ) كسى كه درختى را بنشاند كه خدايش نروياند يعنى پيشوائى وادارد كه خدا برنيانگيخته ، و كسى كه برانگيخته خدا را انكار كند ، و كسى كه پندارد اين دو نفر بهرهاى از مسلمانى دارند ، و خداوند ميفرمايد ( و خداى تو هر چه خواهد بيافريند و ( هر كس را صلاح داند ) برگزيند و ديگران را ( در نظم عالم ) هيچ اختيارى نيست ) « 3 » .
--> ( 1 ) سوره يوسف آيه 90 . ( 2 ) سوره نمل آيه 60 . ( 3 ) سوره قصص آيه 69 .