العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)

376

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)

و تنگى بدانها رسيده ، و بلرزه و فتنه افتادند ، برخى زخم‌خورده و برخى سر بريده ، آواره شهرهاى دورند ، خداوند بيمار را ببركت آنها شفا بخشد ، و فقير را ثروت دهد ، و ببركت آنها يارى ميشويد ، و باران بر شما فرو ميريزد ، و بشما روزى ميدهند ، و آنان بتعداد اندك و در مقام و موقعيت نزد خدا عظيمند و آنها كه ما را آشكارا دوست ميدارند و در باطن نه ، پست‌ترين طبقاتند ، روش سلاطين و سياستمداران را پيش گرفته‌اند ، زبانشان با ما و شمشيرشان بر سر ماست . و آنها كه در باطن ما را دوست ميدارند نه آشكار طبقه وسط هستند ، و به جان خودم سوگند اگر تنها در باطن ما را دوست بدارند ، همانا آنها روزه‌داران روز ، و ايستادگان شب هستند كه آثار گوشه‌گيرى در چهره‌شان نمودار است و اهل تسليم و انقيادند . آن مرد عرضكرد ، من از آنهايم كه شما را در نهان و آشكار دوست دارم ، حضرت فرمود چنين مردمى نشانه‌هائى دارند كه بدان شناخته شوند ، آن مرد پرسيد چيست آنها ؟ فرمود آن نشانه‌ها ، صفات برجسته‌ايست كه اوّل آنها اينست كه يگانگى خدا را چنانچه بايد شناختند ، و دانش توحيد او را استوار كردند ، و پس از آن ايمان را چنانچه بايد با اوصافش ، و سپس حدود و حقائق و شرائط و تأويل ايمان را دانسته‌اند . سدير گفت ، اى پسر پيامبر تا به حال نشنيده بودم ايمان را چنين ستوده باشى ، فرمود آرى اى سدير ، كسى را نشايد كه پرسيد ايمان چيست ؟ تا بداند كه ايمان كه را شايد ؟ سدير گفت اى پسر پيامبر اگر موافق باشيد آنچه را فرموديد شرح دهيد حضرت فرمود : كسى كه گمان كند خدا را ميشناسد ، از راه خيال‌بافى در دل او مشرك است ، و كسى كه پندارد خدا را بنام بدون معنى شناخته ، به نقص خدا اقرار كرده زيرا اسم پديده است ( و دوام و بقائى ندارد ) ، و هر كس پندارد كه نام و معنى را مىپرستد براى خدا شريك قرار داده ، و هر كس پندارد معنا را