العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)
350
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)
سپس مسلمان چون در جا زند در همان خانه اسلام بماند ، ولى مؤمن بسبب اقرار بولايت و عمل پيش ميرود و ترقى مىكند و به خانه ايمان فرود مىآيد ، از آنچه گفتيم معلوم شد اسلام قبل از ايمانست و شريك اوست در آنچه كه مايه بيرون آمدن از خانه كفر است يعنى اقرار بتوحيد و پيامبرى ، نه در آنچه كه مايه وارد شدن در خانه ايمان است ، و با اين بيان ناسازگارى بين عبارت اين روايت و آنچه در اخبار قبل بيان شده بر طرف مىشود . ( او صغيره ) اين كلمه دلالت دارد بر اينكه گناه صغيره نيز انسان را از ايمان بيرون ميسازد ، با اينكه در صورت اجتناب از گناهان بزرگ ، گناه كوچك جبران مىشود ، و ممكن است او را حمل كنيم بر اصرار ، يعنى اصرار بر گناه كوچك از ايمان بيرون ميبرد چنانچه جملات بعدى اشاره دارد ، يا بگوئيم مقصود از صغيره گناه كبيره است ، منتهى او را صغيره فرموده به نسبت گناهان بزرگتر ، ( نهى اللَّه عنها ) در قرآن نهى فرموده و وعده دوزخ داده ، و اين خبر دلالت دارد بر اينكه انكار معاصى و حلال شمردن آن موجب ارتداد و بيرون رفتن از اسلام است و گويا مقصود حضرت ، مورديست كه از ضروريات دين باشد و در اين صورت توجيه دوّم گناه صغيره را ( كه گفتيم منظور از صغيره كبيره است ) تأييد مىكند زيرا بيشتر آنچه كه در قرآن نهى فرموده چنين است ، يا حمل مىشود بر انكار و حلال شمردن ، با اينكه بداند شارع حرام فرموده ، و نيز دلالت دارد بر اينكه مرتد ، بايد كشته شود اگر چه تنها يك ضرورى دين را سبك شمارد ، و نيز اشاره دارد به قبول نشدن توبه مرتدّ چون مرتدّ را در برابر خارج از ايمان قرار داده و خارج از ايمان را ميفرمايد اگر توبه كند و آمرزش خواهد بازمىگردد و مرتدّ چون در برابر اوست توبهاش مقبول نباشد ، و در اين صورت بايد حمل كنيم بمرتدّ فطرى يا اينكه در صورت توبه هم بايد بدوزخ برود . خلاصه اينكه مرتدّ ، بطورى كه مرحوم شهيد در كتاب دروس و غير آن ذكر