العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)
351
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)
فرموده ، بريدن از اسلام است ، باينكه بگويد از اسلام بيرون رفتم ، يا به پارهاى از اقسام كفر اقرار نمايد ، چه ديگران هم بكفر او اعتراف كنند يا نه ، يا يكى از ضروريات قطعى دين را انكار كند يا چيزى كه حتما در دين نيست اثبات نمايد يا عملى انجام دهد كه دلالت صريح بر كفرش كند مثل سجده در برابر بت يا خورشيد و افكندن قرآن در نجاست از روى عمد و غرض ، يا افكندن نجاست بر كعبه ، يا خرابكردن آن ، و يا سبك شمردن كعبه بطور آشكار و با تظاهر . و امّا حكم مرتدّ ، آنچه ميان فقهاء مشهور است آنست كه ارتداد دو قسم است ، فطرى و ملّى ، فطرى كسى است كه ولادتش در اسلام باشد يعنى پدر و مادرش يا يكى از آن دو ( در حال انعقاد نطفه او مسلمان باشند چنين كسى اگر بعد از ارتداد توبه كند ، اسلامش پذيرفته نيست ، و كشتن او حتمى است و بمجرّد ارتداد ، زنش از او جدا مىشود ، بدون طلاق ، و عدّه وفات نگاه ميدارد و اموال او نيز بين ورثه تقسيم مىشود ، و ظاهرا در وجوب قتل او اشكالى نباشد ، آنچه گفتيم از نظر حفظ حدود و حريم دين در اجتماع بود ، ولى در اينكه از نظر خدا هم در واقع توبهاش پذيرفته است يا نه اختلافست ، بيشتر محققين گويند خدا مىپذيرد ، زيرا بعد از ارتداد از دو حال بيرون نيست ، يا وظيفه او بازگشت به اسلام است ، يا اصلا تكليفى ندارد در صورت اوّل اگر بگوئيم مكلّف بوده باسلام برگردد و در عين حال توبهاش را خداوند نپذيرد نتيجه اين حرف تكليف به چيزى است كه از طاقت او بيرونست ، و در صورت دوّم اگر بگوئيم اصلا تكليفى ندارد لازم مىآيد انسان زنده ، عاقل از تكليف بيرون رود و اين مطلب باجماع فقها باطل است در هر حال اگر كسى از ارتداد او مطّلع نشود يا اطّلاع پيدا كند و قادر بكشتن او نباشد ، و او هم توبه كند ، توبه او بين خودش و خدا پذيرفته است ، و عبادات و معاملاتش درست است ، ولى اموال و زنش بملكيّت و زوجيّت او برنميگردند ، امّا ميتواند بعد از پايان عدّه وفات دوباره زنش را عقد كند ، در بين عدّه هم احتمال