العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)
349
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)
را مؤمن گويند بدون اضافه بفاسق پايان سخن مرحوم مفيد . ( و الايمان بعضه من بعض ) يعنى اجزاء ايمان به يكديگر پيوستهاند چون اقرار زبانى عقائد سبب مىشود كه دل نيز معتقد گردد و اعتقاد قلبى باعث مىشود با اعضاء و جوارح عمل نمايد يا معنايش اينست كه درجات ايمان به يكديگر پيوستگى دارند چون درجه پائين آن باعث رسيدن بدرجه بالاى ايمان شود زيرا هر اندازه قلبش باور كرد به همان ميزان عمل مىكند و در نتيجه آن عمل باور قلبيش زياد مىشود و به همان ميزان عملش نيز فزون ميگردد بنا بر اين كمال هر جزء از اجزاء ايمان مترتّب است بر كمال جزء ديگر ، و احتمال دارد اين جمله اشاره باشد باينكه درجات ايمان وابسته بيكديگرند زيرا عمل كه درجه سوّم است بدون اعتقاد قلبى كه در درجه دوّم است سود ندهد و همچنين است عكس آن زيرا اعتقاد درونى وقتى كامل شود و اثر دهد كه توأم با عمل باشد . ( و هو دار ) يعنى ايمان مثل خانهايست كه انسان در او داخل شود و مانند دژ باشد . ( و هو يشارك الايمان ) يعنى هر گاه ايمان تحقق يابد اسلام نيز در تحقق شريك اوست ، و امّا آنچه در بعضى از اخبار گذشت كه اسلام شريك ايمان نيست ، يعنى چنين نيست كه هر گاه اسلام تحقق يابد ايمان نيز متحقق شود ، بنا بر اين اين دو عبارت ناسازگار نيستند ، و احتمال دارد از سخن حضرت چيزى افتاده باشد مثلا اصل خبر اين بوده ( و هو يشارك الاسلام و الاسلام لا يشارك الايمان ) همچون عبارت اخبار گذشته ، و احتمال دارد منظور از شريك بودن اسلام و ايمان ، شركت در احكام ظاهرى باشد و در روايات قبل كه فرمود اسلام شريك ايمان نيست يعنى در تمام احكام . و بقولى : راز مطلب آنست كه اقرار بتوحيد و پيامبرى مقدم است بر اقرار بولايت و عمل ، و مؤمن و مسلم با اقرار بتوحيد و پيامبرى از كفر بيرون رفته و باسلام درآيند ،