العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)

330

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)

انجام ميدهند ولى احكامى را كه در ظاهر مخالفت كنند ، خود پيامبر نيز آنها را مؤاخذه ميفرمايد ، پايان سخن حسين بن مسعود . سخن ما : گويا اكتفا بيكى از شهادتين بخاطر اينست كه اين دو شهادت هميشه با هم همراهند و مقصود حضرت از لا إله الّا اللَّه هر دو شهادت است ، بلكه باضافه آنچه كه لازمه شهادتين است يعنى اقرار به آورده‌هاى پيامبر زيرا آنها نيز از آن حضرت روايت كرده‌اند كه فرمود من مأمورم با مردم بجنگم تا گواهى دهند بر يگانگى خدا و پيامبرى محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و نماز را به پا دارند ، و زكوه را بپردازند ، وقتى چنين كردند خون و مال آنها در پناه من است مگر به ميزان حق اسلام ، و حساب آنها با خداست ، و در روايت ديگرى فرمود تا گواهى دهند بيگانگى خدا و اينكه محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بنده و پيامبر اوست ، و اينكه به قبله ما رو كنند ، و گوشت ذبح شده ما را بخورند ، و نماز ما را بگزارند ، چون چنين كنند حرام شود بر ما خون و مالشان مگر به حق آن ، بسود آنهاست آنچه سود مسلمين باشد ، و به زيان آنهاست آنچه بزيان مسلمين باشد ، و در روايت ديگرى فرمود تا گواهى دهند به لا إله الّا اللَّه و به من ايمان آورند و بدان چه آورده‌ام ، چون چنين كنند ، خون و مالشان در پناه من است جز به حق آن . قاضى عياض كه از دانشمندان عامّه است گويد محفوظ بودن جان و مال به گفتن لا إله الّا اللَّه كنايه از پذيرش ايمانست ، يا مقصود مشركين عربست و بت‌پرستانى كه موحّد نبودند و آنان اوّلين دسته‌اى بودند كه باسلام خوانده شدند و بمبارزه برخاستند ، امّا غير آنها يعنى كسانى كه بيگانگى خداوند معترفند ، لا إله الّا اللَّه براى آنها بس نيست ، زيرا در زمان كفرشان هم اين جمله را ميگفتند ، و به دو معتقد بودند ، بدين جهت در روايت ديگر ميفرمايد به يگانگى خدا اعتراف كنند و نيز به پيامبرى من و نماز را به پا دارند و زكوه را بپردازند 3 - قاسم صيرفى گويد از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم ميفرمود ، با اسلام