العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)
331
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)
خون محفوظ ميماند و امانت بازگردانده مىشود ، و ازدواج حلال مىشود ، ولى ثواب و پاداش بر ايمانست « 1 » . على بن ابراهيم از پدرش از ابن ابى عمير همين حديث را روايت نموده « 2 » . بيان : اين روايت دلالت دارد بر اينكه ايمان و اسلام مترادف نيستند ، و غير مؤمن از ساير فرقههاى اسلامى استحقاق ثواب و پاداش اخروى هيچ ندارند ، چنانچه حق همين است و اين مطلب بين شيعيان اثنى عشرى مشهور است ، و به زودى مىخوانى كه اسلام و ايمان ، هر كدام چند معنى دارند ، و ظاهر آنست كه مقصود از ايمان در اين روايت اعتراف بوجود خدا و صفات كماليّه او و اقرار بتوحيد و عدل و معاد ، و نبوّت پيامبر ما صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و امامت دوازده امام عليه السّلام و نيز اعتراف به تمام آوردههاى پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است ، آنچه از آنها قابل درك است بايد تفصيلا معتقد باشد و آنچه نميداند اجمالا عقيده داشته باشد ، و همچنين آنچه او را از دين بيرون ميبرد مثل بتپرستى ، و سبك شمردن حريم خدا از او سر نزند . و اسلام همان اقرار ظاهرى به خدا و پيامبر و انكار نكردن ضروريات دين اسلام است ، پس شرط اسلام ، ولايت ائمّه عليه السّلام و اقرار قلبى نيست ، بنا بر اين منافقين و همه فرقههاى اسلامى كه تظاهر بشهادتين ميكنند ، غير از ناصبيها و غلات و مجسّمه « 3 » و كسى كه كارى كند كه از دين بيرون رود مثل بتپرستى و افكندن قرآن در نجاست از روى عمد ، داخل در اسلامند ، و تفصيل همه اينها در
--> ( 1 ) محاسن 285 . ( 2 ) ج 2 كافى ص 24 . ( 3 ) ناصبىها يعنى دشمنان اهل بيت كه صريحا اظهار عداوت ميكنند ، و غلاة آنهايند كه پيامبر ( ص ) يا يكى از ائمه ( ع ) را خدا بدانند يا آنها را در * عبادت شريك خدا دانند و همچنين است اگر در صفتى از صفات خدا مثل رازقيت و غيره آنها را شركت دهند و مجسمه آنهايند كه خدا را جسم ميدانند .