العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)

219

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)

لغزد و در نتيجه چوبها به بدن خود مأمورين مىخورد ، فرماندار چهار نفر ديگر از مأمورين خود صدا زد ، جمعا شش نفر شدند و به آنها گفت اطراف اين مرد را بگيريد مأمورين دور او را گرفتند ، دستها بالا رفت و چوبها بلند شد و اين بار بجاى اين كه چوبها بمتهم بخورد يا مثل مرتبه قبل به بدن مأمورين اصابت كند به خود فرماندار خورد بطورى كه از مركبش به زمين افتاد و دادش بلند شد مرا كشتيد ، خدا شما را بكشد مأمورين گفتند ما ( بشما جسارت نكرديم ) چوبها را به طرف او فرود آورديم فرماندار چند مأمور ديگر انتخاب كرد و به آنها دستور داد متهم را بزنند اين بار نيز خود فرماندار را زدند باز دادش بلند شد چرا مرا ميزنيد ؟ گفتند نه به خدا ما اين مرد را مىزنيم فرماندار گفت اگر مرا نميزنيد پس اين جراحتها و شكستگىهاى سر و صورت من از كجاست ؟ گفتند دستهاى ما شل باد اگر چوب را بسوى شما بلند كرده باشيم . آن مرد متهم بعد از اين ماجراها رو كرد بفرماندار و گفت : اى بنده خدا با اين همه لطفى كه خدا نسبت به من روا داشت بطورى كه ديدى تمام اين ضربه‌ها خطا كرد و به من اصابت نكرد آيا پند و عبرت نگرفتى ، واى بر تو ، مرا بسوى امام عسگرى عليه السّلام بازگردان و هر چه آن حضرت دستور فرمود در مورد من انجام ده . فرماندار او را نزد امام عليه السّلام آورده عرضكرد اى پسر پيامبر ، جاى بسى شگفتى است شما تشيع اين مرد را انكار فرموديد و معلوم است كه هر كس پيرو شما نباشد پيرو شيطانست و دوزخى خواهد بود ولى با اينوصف ما از اين مرد معجزاتى ديديم كه جز پيامبران كسى ياراى آن را ندارد حضرت فرمودند ( بر سخن خود اضافه كن و ) بگو يا جانشينان و اوصياء پيامبران عرضكرد يا اوصياء حضرت بفرماندار فرمودند اى بنده خدا اين مرد در ادعاى خويش كه گفته بود از شيعيان ماست دروغ گفت دروغى كه اگر توجه ميداشت و از روى عمد گفته بود تمام اين آزارها و كيفر سخت ترا ميديد و سى سال هم در زندان ميماند