العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
132
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
روبرو شود بعد اين آيه را خواند رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً خدا يا ما را خارج كن تا عمل صالح در ولايت على انجام دهيم « غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ » غير از آنچه انجام ميداديم در عداوت آن جناب در جواب آنها گفته مىشود « أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ وَ جاءَكُمُ النَّذِيرُ » آيا ما شما را عمر نداديم به مقدارى كه متذكر شويد و براى شما راهنما نفرستاديم كه منظور پيامبر است « فَذُوقُوا فَما لِلظَّالِمِينَ مِنْ نَصِيرٍ » بچشيد كه ستمگران آل محمّد را ياورى نيست آنها را كمك كند و نجاتشان بخشد و از اين گرفتارى آنها را نگه دارد . كنز الفوائد : در تفسير اهل بيت عليهم السّلام در حديث احمد بن ابراهيم در باره آيه فَلَوْ لا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ وَ أَنْتُمْ حِينَئِذٍ تَنْظُرُونَ يعنى شما نگاه ميكنيد بوصى محمّد امير المؤمنين عليه السّلام كه دوستش را بشارت به بهشت ميدهد و دشمنش را به آتش « وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ » يعنى ما نزديكتريم بامير المؤمنين « مِنْكُمْ وَ لكِنْ لا تُبْصِرُونَ » ولى شما نمىشناسيد . كنز الفوائد : از ابن نباته روايت شده كه گفت حارث همدانى وارد خدمت امير المؤمنين عليه السّلام شد با چند نفر از شيعيان من نيز با حارث بودم حارث در راه رفتن خود خم و راست ميشد و با عصاى كج خود به زمين ميكوبيد چون مريض بود . حارث در نزد على مقام و منزلتى داشت امير المؤمنين به او توجه نموده فرمود حارث حالت چطور است . جوابداد روزگار مرا فرسوده كرده و ناراحتى و درد مرا افزون نموده اين خصومت و اظهار نظرهاى مخالف اصحابت . فرمود در چه مورد عرضكرد در مورد مقام شما و گرفتارى كه از اين راه پيش آمده . يك دسته افراط ميكنند و غالى هستند گروهى نيز دشمن و نابكارند و يك دسته هم در شك و ترديد بسر مىبرند نمىدانند روى آورند يا برگردند . فرمود برادر همدانى كافى است . بهترين شيعيان و پيروان من ميانهروها هستند زيادرو بايد بسوى آنها برگردند و عقب ماندهها نيز خود را به آنها برسانند