العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
133
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
عرضكرد فدايت شوم توضيح بيشترى بدهيد تا شك و ترديد از دل ما برود و ما را داراى بصيرت نمائى فرمود متوجه باش تو آدمى هستى كه امر بر تو مشتبه شده دين خدا بوسيله اشخاص تشخيص داده نمىشود بايد دليل واقعى باشد . وقتى حق را تشخيص دادى اهل حق را نيز خواهى شناخت . اى حارث ! بهترين سخن حق است و كسى كه آشكارا بگويد مجاهد است من يك واقعيت را برايت توضيح مىدهم درست گوش كن بعد بدوستان خود كه شايسته هستند اطلاع بده . بدان من بندهى خدا و برادر پيامبر و صديق اول هستم كه او را تصديق كردم وقتى آدم بين روح و جسد بود . آنگاه من صديق اول در ميان امت شما بودم واقعا پس ما اول و آخريم جز اينكه من داراى امتيازى مخصوص هستم اى حارث من برگزيده و وابسته مخصوص و وصى و ولى و صاحب سر و نجواى پيغمبرم به من فهم كتاب و فصل خطاب و علم قرآن و اسباب داده شده در اختيار من هزار كليد نهاده هر كليدى هزار درب را باز مىكند هر دربى بر يك مليون پيمان ميرسد مرا تائيد كرده - يا مدد كرده باضافه آن با شب قدر و اين جريان براى من و ذريهام كه حافظ مقام امامت باشند خواهد بود تا خداوند وارث زمين و هر چه در آن است شود ( تا قيامت ) . حارث ! قسم به آن كس كه دانه را شكافت و انسان را آفريد به تو مژده مىدهم كه دوست و دشمنم مرا در چند جا خواهند ديد . هنگام مرگ . صراط . موقع تقسيم كردن . پرسيد تقسيم كردن چه چيز ؟ فرمود تقسيم نمودن براى آتش بطور صحيح . ميگويم اين دوست من است و اين شخص دشمن من است . سپس امير المؤمنين عليه السّلام دست حارث را گرفت و فرمود حارث دست تو را گرفتم همان طورى كه پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم دست مرا گرفت من شكايت از حسادت قريش و منافقين كرده بودم . فرمود روز قيامت من چنگ بلطف خدا ميزنم و تو چنگ بدامن من و ذريه تو چنگ بدامن تو ميزنند و شيعيانت چنگ بدامن آنها مىزنند خداوند با پيامبرش چه خواهد كرد ؟ پيامبر با وصى خود چه خواهد