العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
286
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
جابر تو الاغى دارى كه ترا از مشرق به مغرب در يك روز ببرد . عرضكردم فدايت شوم مرا از كجا چنين مركبى است ؟ فرمود : اين شخص امير المؤمنين عليه السّلام نشنيدهاى فرمايش پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم را در باره علي عليه السّلام « و اللَّه لتبلغن الاسباب و اللَّه لتركبن السحاب » به خدا قسم باسباب و وسائل خواهى رسيد و سوار ابر خواهى شد . اختصاص : حفص ابيض تمار گفت : خدمت حضرت صادق عليه السّلام رسيدم در آن روزها كه معلى بن خنيس را كشته بودند و بدار آويخته بودند به من فرمود : اى حفص من بمعلى بن خنيس دستورى دادم مخالفت دستور مرا كرد به همين جهت گرفتار اين ناراحتى شد . يك روز او را ديدم كه محزون و اندوهناك است گفتم . چه شده مثل اينكه به ياد خانواده و زندگى و بچههايت افتادهاى ؟ گفت آرى . گفتم نزديك من بيا نزديك شد دست به صورتش كشيدم گفتم كجا هستى . گفت در خانه خودم و اين همسر من است و اينها فرزندان منند او را رها كردم تا سير آنها را ببيند و من خود را پنهان نمودم تا با همسر خود نيز آميزش نمود . بعد به او گفتم بيا نزديك من جلو آمد دست به صورتش كشيدم گفتم كجائى ؟ گفت : در مدينه هستم و اين خانه شما است . به او گفتم ما را حديثى است كه هر كس آنها را حفظ كند خدا دين و دنياى او را حفظ مىكند معلى ! مبادا خود را بواسطه حديث ما اسير در دست مردم كنيد اگر خواستند منت بر شما گذارند و اگر نخواستند شما را بكشند . معلى ! هر كس حديث مشكل ما را پنهان كند خداوند آن را به صورت نور در پيشانيش قرار ميدهد و به او عزت در ميان مردم ميدهد و هر كس افشا كند حديث مشكل ما را نخواهد مرد مگر اينكه گرفتار اسلحه مىشود يا ميميرد بطورى كه دست و پايش قطع مىشود معلى ترا خواهند كشت آماده باش . اختصاص : ابن سنان گفت : از حضرت صادق عليه السّلام راجع بحوض پرسيدم