العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)

282

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)

چگونه ميتواند حجت و امام باشد براى مشرق و مغرب با اينكه آنها را نبيند و حكم نكند در ميان ايشان و چگونه حجت خواهد بود بر مردمى كه از ديده او پنهانند نه او بر آنها قدرت دارد و نه آنها بر او ؟ چگونه سفير از جانب خدا و شاهد و گواه بر خلق است با اينكه امام آنها را نمىبيند و چگونه حجت بر آنها است با اينكه پنهان از نظر اويند و فاصله باشد بين آنها و بين انجام مأموريت پروردگار ميان آنها با اينكه خداوند ميفرمايد : وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ منظور تمام مردم زمين هستند و حجت پس از پيامبر جانشين او خواهد بود با اينكه او راهنماى اختلافات بين مردم است و مدافع حقوق آنها است و قيام بامر خدا مىكند و داد يكى را از ديگرى ميگيرد در صورتى كه نباشد در ميان آنها كسى امر خدا را ميان آنها اجرا كند با اينكه ميفرمايد سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ پس كدام نشانه‌اى در آفاق جز ما هست كه خدا باهل زمين نشان داده و فرموده است ما نُرِيهِمْ مِنْ آيَةٍ إِلَّا هِيَ أَكْبَرُ مِنْ أُخْتِها كدام آيه بزرگتر از ما است . به خدا قسم بنى هاشم و قريش ميدانند چه چيز خدا بما عطا كرده ولى حسد موجب هلاك آنها شده همانطور كه شيطان را هلاك كرد آنها مىآيند پيش ما وقتى مجبور شوند و بر خود بترسند از ما مىپرسند براى آنها توضيح ميدهيم خودشان اقرار ميكنند كه ما گواهى ميدهيم شما داراى علم هستيد بعد ميروند و ميگويند ما نديديم گمراه‌تر از كسانى كه پيرو ايشان باشند و حرف آنها را بپذيرند . گفتم : فدايت شوم بفرمائيد اگر مرقد حسين را بشكافند آيا در قبر چيزى مىيابند فرمود : پسر بكر چه سؤالهاى بزرگى ميكنى ؟ حضرت حسين با پدر و مادر و برادرش حسن در منزل پيامبر اكرمند زنده هستند مثل زندگى آنها و روزى ميخورند مثل آنها اگر نبش ميشد در آن ايام بود ولى امروز او زنده است نزد پروردگارش تماشا مىكند محل سپاهش را و بعرش نگاه مىكند