العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)

281

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)

گفتم : فدايت شوم شما همه اينها را ميشنوى و نميترسى ؟ فرمود : پسر بكر دلهاى ما غير دلهاى مردم است ما پاك و برگزيده هستيم چيزهائى را مىبينيم كه مردم نمىبينند و چيزهائى را ميشنويم كه آنها نمىشنوند ملائكه بر ما روى فرشهاىمان نازل ميشوند و حاضر و شاهد بر مردگان ما هستند و اخبار و پيش آمدهائى كه اتفاق نيفتاده براى ما مىآورند با ما نماز ميخوانند و براى ما دعا ميكنند و بالهاى خود را بما ميمالند و بر روى بالهاى آنها فرزندانمان حركت ميكنند و جلوگيرى ميكنند از اينكه جنبندگان بما برسند و از هر نوع روئيدنى روى زمين در زمان خودش براى ما مىآورند و از آب هر زمينى براى ما مىآورند كه در ظرفهاى ما وجود دارد هر روز و هر ساعت و هر وقت نمازى آنها ما را مطلع ميكنند هر شبى كه مىآيد اخبار تمام زمين‌ها نزد ما است و آنچه پيش مىآيد و اخبار جنيان و اخبار هوا از ملائكه هر پادشاهى در زمين ميميرد و ديگرى جانشين او مىشود خبرش را براى ما مىآورند و چگونگى رفتار او را هر يك از شش زمين تا زمين هفتم خبرش براى ما آورده مىشود . عرضكردم آقا آخر اين كوه كجا است ؟ فرمود : تا زمين ششم و در آنجا جهنم قرار دارد بر يكى از واديهاى آن نگهبانانى است بيشتر از ستاره‌هاى آسمان و قطره‌هاى باران و تعداد آنچه در درياها است و آنچه در آسمانها است كه هر ملكى مأمور بكارى است و از آن كار طفره نميرود . گفتم : فدايت شوم آيا اخبار را به تمام شماها ميرسانند ؟ فرمود : نه فقط به امام ما قدرت داريم بر چيزهائى كه مردم قدرت حكومت در آن را ندارند هر كس حكومت ما را نپذيرد ملائكه او را مجبور ميكنند بر قول ما و دستور مىدهم به كسانى كه نگهبان ناحيه او هستند او را باقرار وادارند اگر از جنيان مخالف و كافر باشد او را به بند ميكشند و عذاب ميكنند تا بپذيرد حكم ما را . گفتم : فدايت شوم آيا امام بين مشرق و مغرب را مىبيند ؟ فرمود : پس