العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
216
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
فرمود كسى نظر خير داشته باشد دروغگو نيست . ابو عمرو كشى مينويسد اين اشتباه و خيالبافى است در حديث معاويه ( يعنى راوى حديث ) سخنى را نقل كرده كه عقل نمىپذيرد مانند ابو الخطاب را نميرسد كه در دل خيال زدن دست خود را بكوچكترين غلام حضرت صادق عليه السّلام داشته باشد چگونه ميتواند دست بمحاسن و صورت حضرت صادق عليه السّلام بزند . توضيح : اينكه امام عليه السّلام بمعاوية بن عمار اجازه ميدهد چيزى را كه نشنيده بگويد شايد منظور نقل عينى باشد و يا به او اجازه دادند از طرف خود سخنانى را بگويد تا موجب جلوگيرى دوستان شود از پيروى مانند ابو الخطاب امام جواب استبعادى كه كشى از دست به صورت حضرت صادق عليه السّلام زدن داشت بايد گفت شايد اين كار را به جهت نوعى بزرگداشت و احترام كرده باشد كه بين مردم معمول است ولى بعيد به نظر ميرسد . رجال كشى : ابن ابى عمير از ابن مغيره نقل كرده كه گفت من در خدمت حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام بودم با يحيى بن عبد اللَّه بن حسين . يحيى گفت : فدايت شوم آنها معتقدند كه شما علم غيب دارى فرمود سبحان اللَّه دست خود را بر روى سرم بگذار تمام مويهاى بدن و سرم راست شد سپس فرمود نه به خدا چنين نيست مگر از راه روايت از پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم . رجال كشى : مصادف نقل كرد وقتى در كوفه ( پيروان ابو الخطاب ) لبيك گفتند ( يعنى بجاى اللهمّ لبيك در حج گفتند لبّيك جعفر بن محمّد ) من خدمت حضرت صادق عليه السّلام رسيدم و جريان را عرض كردم امام به سجده رفت سينه خود را بر زمين چسبانيد و شروع بگريه كرد و با انگشت بر زمين ميسائيد و ميگفت بنده كوچك و ذليل و خوار خدايم اين حرف را چندين مرتبه تكرار نمود بعد سر برداشت اشكها بر صورتش جارى بود . من پشيمان كردم كه اين جريان را به آن جناب اطلاع دادم عرضكردم آقا فدايت شوم بشما چه ربطى دارد كردار آنها فرمود مصادف ! اگر عيسى ساكت