العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
205
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
آنها منزه است از داشتن صفات مخلوقات و بزرگتر است از داشتن صفات آفرينش هر كس يكى يا همه آنها را خدا بداند در مقابل پروردگار جهان كافر است و گمراه شده . ولى آنها دست بردار نيستند و در گمراهى خود غوطهورند به آرزوى خويش نميرسند . و نااميد مىگردند و دچار عذابى دردناك خواهند شد . امالى مفيد : محمّد بن زيد طبرى گفت : من بالاى سر حضرت رضا عليه السّلام ايستاده بودم در خراسان گروهى از بنى هاشم در خدمت آن جناب بودند از آن جمله اسحاق بن عباس بن موسى بن موسى باسحاق فرمود : شنيدهام شما مى - گوئيد مردم بنده مايند قسم بخويشاوندى خود با پيامبر ميخورم كه چنين چيزى را من نگفتهام و نه از هيچ يك از پدران خود شنيدهام و نه از هيچ كدام چنين مطلبى شنيدهام ولى ما ميگوئيم مردم بنده ما هستند در اطاعت و فرمانبردارى و دوست مايند در دين اين مطلب را حاضرين بغائبين برسانند . بصائر : اسماعيل بن عبد العزيز گفت : حضرت صادق به من فرمود : اسماعيل آب برايم در جايگاه وضو بگذار از جاى حركت كرده آب را گذاشتم امام عليه السّلام وارد شد من با خود گفتم من در باره ايشان اعتقادى چنين و چنان دارم او وارد محل وضو مىشود و وضو ميگيرد امام عليه السّلام به زودى از آن محل خارج شد ، فرمود : اسماعيل ساختمان را بلندتر از مقدارى كه توان دارد نكن كه واژگون و منهدم مىشود ما را مخلوق قرار دهيد آنگاه هر چه مايليد در فضل ما بگوئيد و هرگز به كنه مقام نخواهيد رسيد . اسماعيل مىگويد : من معتقد بخدائى آن جناب بودم . رجال كشى : يحيى حلبى از پدر خود عمران نقل كرد كه از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم ميفرمود خدا ابو الخطاب را لعنت كند و خدا لعنت كند هر كه با او جنگ