العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
147
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
كه پيامبر فرمود دعاى ابراهيم عليه السّلام منتهى به من و علي عليه السّلام شد هيچ كدام از ما لحظهاى بت نپرستيديم مرا به پيامبرى و علي را بوصايت برگزيد . شارح ناصبى مذهب كتاب مينويسد اين روايت در كتابهاى اهل سنت وجود ندارد و هيچ يك از مفسرين نقل نكردهاند اگر صحيح باشد دلالت مىكند بر اينكه علي وصى پيامبر است و منظور از وصايت وارث علم و حكمت است اين در مورد امامت صراحت ندارد چنانچه ادعا كردهاند . صاحب كتاب احقاق الحق مينويسد : اين روايت را ابن مغازلى شافعى نقل كرده در كتاب مناقب باسناد خود از ابن مسعود انكار و پافشارى در اين مورد دشمنى و كفر است و منظور از دعاى ابراهيم همان درخواست امامت بود كه براى فرزندان خود نمود . پس معلوم مىشود كه منظور از وصايت همان امامت است و كسى كه قبلا كافر بوده و يا بت پرستيده نميتواند بعد امام شود چنانچه قبلا توضيح داديم در اين صورت امامت آن سه نفر نفى ميگردد و ثابت مىشود كه روايت تصريح به امامت حضرت علي دارد نه منظور وراثت علم و حكمت است . اگر اعتراض شود كه اين روايت امامت آن سه نفر را نفى نميكند چنانچه انتهاى دعوت به پيامبر مستلزم اين نيست كه پيامبر ديگرى قبل از ايشان نباشد همچنين منتهى شدن دعاى حضرت ابراهيم بعلى عليه السّلام دلالت بر اين نميكند كه امامى قبل از او باشد از روايت اين مطلب استفاده مىشود . امامى كه دعاى ابراهيم به او منتهى مىشود نبايد هيچ وقت بت پرستيده باشد ولى دليل بر اين نيست كه امامى قبل از انتها نيز بت نپرستيده باشد . جواب اين اعتراض چنين است كه لفظ ( انتهت ) به صيغه ماضى دلالت مىكند كه موقع صحبت پيامبر اكرم منتهى شده است و امامت شخص ديگرى قبل از علي عليه السّلام با اين معنى منافات دارد . بلى اگر فرموده بود ( ينتهى ) منتهى مىشود