العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
76
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
خود را آزاد ساخته و در آن جهان نيز از زنجيرهاى سنگين عذاب الهى نجات داده است كه چنين شخصى مانند انسانهاى آزاد بىنياز و مستقل و توانا است در تمام حالات . راغب در مفردات گويد . حريت و آزادى دو قسم است 1 - كسى كه اسير و بردهء كسى نباشد كه در آيهء 178 بقره الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ همين معنا منظور است كه اگر آزاد و غير برده شخص آزادى را كشت در مقام قصاص قاتل را بايد كشت و همچنين اگر بردهاى بردهاى را بكشد آن برده را بايد كشت . 2 - كسى كه قواى پست درونى و اخلاق ناپسند از قبيل آز و حرص بر اندوختههاى دنيوى بر او مسلط نباشد و گفتار پيامبر اكرم ( ص ) كه فرموده تعسر عبد الدرهم و تعسر عبد الدينار اشاره به اسارت و بردگى مقابل اين نحو آزادى و حريت است ( يعنى بندهء درهم و دينار خود را به سختى و ذلت افكنده است ) . و همچنين قول آن شاعر عرب كه گفته و رق ذوى الاطماع رق مخلد رقيت و بردگى آزمندان بردگى هميشگى است و همين طور است جملهاى كه گفته شد . بندگى شهوت از بردگى اسارت ذلتبارتر است . پايان گفتار راغب و در قاموس است . حر با ضم مقابل عبد و بنده است . و از هر چيز بهتر آن . و اسبى كه باربرى و سوارى آزاد باشد و خاك و گل پاك و پاكيزه . به همهء اينها حر گفته مىشود . ان نابته نابته صبر لها . يعنى اگر حادثه و يا مصيبت ناگوار به او برسد و يا مالى به او تحميل و از او گرفته شود با امساك و بخل خود را پست و ذليل نمىكند . در نهايت گفته است . در داستان خيبر آمده كه پيغمبر ( ص ) غنائم جنگ خيبر را به دو قسمت تقسيم كرد نصفا لنوائبه و نصفا بين المسلمين نصف آن را براى حوادث و مشكلات وارده و نصف ديگر را ميان مسلمين تقسيم فرمود و نيز در حديث ديگر هست . شما مسلمين ثروتمندان را نسبت به مشكلاتشان و در باره مهمانان و واردين آنها مراعات نمائيد ( يعنى اجتماع توقعاتى از آنها دارد و نيز افرادى بر آنها وارد ميشوند ) و ان تداكت عليه المصائب . تداكك يعنى اجتماع و ازدحام و در قضيه اجتماع مسلمانان بر على عليه السّلام پس از قتل عثمان براى بيعت حضرت فرمود : ثم تداككتم عليه تداكك الابل الهيم على حياضها همهء شما اجتماع و ازدحام نموده و به من روى آورديد مانند شتران تشنه و ديوانه به طرف آب . يعنى اگر مصائب و مشكلات زيادى از هر طرف به او هجوم آورد شكستى بر او