العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
316
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
و تغييرات و گردش آن و چگونگى آن و در معدنيات و نباتات و حيوانات . . . كه اينها همه آيات آفاقى است . و همچنين تفكر كند در اجزاء انسان و اعضاء و جوارح ، استخوانها . عضلات . اعصاب و عروق و غير اينها كه قابل احصاء و شمارش نيست كه اينها هم آيات انفسى است . و بوسيلهء اين موجودات و حكمتها و مصالحى كه در اينها هست استدلال بر وجود و كمالات آفريدگار نموده و بعظمت و علم و قدرت حق و بىثباتى ما سواى او پى ببرد . خلاصه اينكه فكر و انديشه در اين چيزها از لحاظ اصل خلقت و آفرينش آنها و حكمت و تدبيرى كه به كار رفته و مصالح و فوائد وجودى آنها موجب علم و پى بردن بوجود صانع و آفريدگار ميگردد . و فكر و انديشه در تغيرات و دگرگونى و فناء و زوال آنها موجب اين مىشود كه از همهء اينها بريده و به او پيوندد و دلبستگى به اينها نداشته باشد و به كلى متوجه بسوى حق گردد ( حكمت علمى و حكمت عملى ) و از اين قبيل است فكر و انديشه در حالات گذشتگان و كوتاه شدن دستشان از دنيا و هر چه در او است و بازگشتشان بآخرت كه چنين توجه و تفكرى موجب اين مىشود كه انسان علاقه و محبت خود را از غير خدا قطع نموده و بسوى او متوجه شده و راه تقوى و اطاعت را پيش گيرد و از اين جهت است كه خداوند پس از دستور تفكر امر بتقوى و اطاعت فرموده . و البته ممكن است معناى تفكر را تعميم داد بطورى كه شامل تفكر و تعمق در آيات قرآنى و اخبار نبوى و احاديث ائمه اطهار عليهم السلام و مسائل شرعى و حقائق و مطالب دينى هم بشود . و كلا آنچه كه شارع مقدس دستور تعمق و تامل در آنها و تحصيل علم به آنها را داده است و اما جملهء و جاف عن الليل جنبك . جفاء يعنى بعد و دورى جاف عنه كذا يعنى دورى كرد از او . و در صحاح گويد . جفا السرج عن ظهر الفرس و اجفيته يعنى زين را از پشت اسب برداشتم . و در آيه شريفه آمده است . تتجافى جنوبهم عن المضاجع يعنى دور ميكنند پهلوهاى خود را از بستر ( نماز شب ) اينجا هم منظور اين است كه شبها براى عبادت از بستر برخيزد . و جملهء سوم اتق الله ربك معناى تقوى قبلا گفته شد و لفظ رب كه پس از لفظ الله آمده از جهت بيان علت است يعنى چون الله رب تو و مدبر و پرورش دهندهء تو است پس بايد نسبت به او تقوا داشته باشى . 2 - كافى . از على بن ابراهيم . . . از صيقل كه گفت از حضرت صادق عليه السلام سؤال كردم اينكه مردم روايت ميكنند كه :