العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
315
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
اخبار اين باب 1 - كافى . از على بن ابراهيم از پدرش از توكلى از سكونى از حضرت صادق عليه السّلام كه امير مؤمنان عليه السّلام ميفرمود . نه بالتفكر قلبك . و جاف عن الليل جنبك . و اتق اللَّه ربك . با فكر و انديشه دل خود را بيدار كن . شبها پهلوى خود را از بستر تهى كن . و از اللَّه كه پروردگار تو است بپرهيز . بيان . تنبيه يعنى بيدار شدن از خواب و از غفلت . و در قاموس است . نبه بضم نون يعنى زيركى و بلند شدن از خواب و انبهته - نبهته - فتنبه و انتبه . و هذا منبهه على كذا . يعنى توجه داده شده بر فلان مطلب و لفلان . يعنى متوجه بارزش فلانى شده و او را بالا برد . و ما نبه له يعنى فطانت نداشت و متوجه نشد . و اسم مصدر مىشود نبه . . و تفكر يعنى به كار بردن فكر در چيزى كه فهميدن او موجب تقويت ايمان و يقين و زهد در دنيا و ميل بآخرت گردد . و غزالى گفته . حقيقت تفكر اين است كه از يك مقدمات روشن و ارزيابى آنها به يك مطلب غير بديهى كه خيلى آشكار نيست انسان برسد مثلا فكر كند كه آخرت باقى و جاودانى است و دنيا فانى و نماندنى است كه در اين صورت به اين حقيقت ميرسد كه پس بنا بر اين آخرت بهتر از دنيا است و اين باعث مىشود كه عمل خود را براى آخرت قرار دهد پس تفكر سبب چنين علمى شده است و اين علم حالتى نفسانى و روحى كه همان توجه بآخرت است و اين حالت ايجاب مىكند كه براى آخرت عمل كند و همين طور . . . بنا بر اين تفكر موجب روشنائى دل و بيرون آمدن از حالت غفلت است و ريشهء و اساس همهء خوبيها و موفقيتها است محقق طوسى قدس سره چنين گفته . تفكر يعنى سير و حركت روح و درون است از مقدمات به طرف اهداف و مقاصد كه با واژهء نظر قريب المعنى است . و هيچ كس از نقص به كمال نميرسد مگر از همين راه سير باطن . و اين مقدمات را از آفاق ( موجودات زمينى و آسمانى ) يعنى آيات آفاقى و از انفس ( ويژهگيهاى وجود خويش ) يعنى آيات انفسى بايد گرفت . مثلا در اجزات و ذرات اين جهان تفكر و انديشه نمايد و همچنين در كرات آسمانى و ستارگان و حركات آنها و در مقدار و حجم آنها و اختلافات و نزديكى و دورى آنها و تاثيرات و تغييرات آنها در پرورش موجودات زمينى و همچنين در اوضاع مختلف كرهء زمين