العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
297
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
نمائيد و داخل بهشت شويد و از حضرت باقر عليه السّلام نقل شده كه فرمود . شما شيعيان به خدا سوگند اهل اين آيه هستيد . و در پارهاى از اخبار آمده . كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ يعنى در خدمت امام حسن عليه السّلام كه هستيد از قتال خوددارى كنيد . كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ كه در خدمت حسين عليه السّلام و در زمان او قتال مقرر شد تا زمانى نزديك يعنى تا خروج و ظهور حضرت قائم عليه السّلام كه ظفر و پيروزى با او است . اين روايت يا بعنوان تفسير همان ظاهر آيه است همانطور كه در اول مطلب گفته شد . و يا بعنوان تفسير بطن و باطن آيه است كه آيه را با وضعيت شيعه در زمان تقيه تطبيق نمودهاند و اين معنا نسبت به نگهدارى زبان از جهت تقيه مناسبتر است . چون حال و وضع امير مؤمنان عليه السّلام در اول امر و آخر كار خود شبيه است به وضع و حال پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در ابتدا كار و زمان بودن حضرت در مكه و قتال نكردن با كفار از جهت نداشتن اعوان و انصار و آخر امر حضرت در مدينه كه مامور بجهاد شد چون انصار داشت . و همچنين است حال امام حسن عليه السّلام نسبت به صلح و سكوت و حال امام حسين عليه السّلام نسبت بجنگ و حال و وضع ائمه عليهم السّلام در تقيه و ترك جنگ ولى حضرت قائم قتال مىكند بنا بر اين آيهء شريفه گر چه به حال حضرت رسول ناظر و در آن نازل شده ولى از جهت پيدايش همان علل و اسباب شامل تمام حالات ائمه عليهم السّلام مىشود و اما تفسير حضرت صادق عليه السّلام كه بازداشتن دست را به حفظ و باز داشتن زبان چه بعنوان تفسير ظاهر و يا تفسير باطن بهر حال چند احتمال دارد . 1 - اينكه منظور از بازداشتن دست از جنگ اين باشد كه از جنگ و از آنچه كه آزاد گذاشتن آن موجب باز شدن دست بجنگ مىشود خوددارى شود . و آن زبان است چون اگر زبان آزاد باشد خواهى نخواهى بالاخره بجنگ منتهى خواهد شد . پس بنا بر اين چون حفظ نكردن زبان و مشاجرات لفظى بجنگ و درگيرى منتهى مىشود پس نهى از قتال لازمهاش حفظ و بازداشتن زبان خواهد شد و نهى و منع از قتال و جنگ در حال صلح لازمهاش مراعات تقيه خواهد بود . وجه دوم اينكه مراد و منظور از كف دست و خوددارى از قتال همان خوددارى و حفظ زبان باشد از باب اطلاق و استعمال لفظ مسبب بر سبب چون اعمال دست و تعرض عملى يعنى قتال مسبب از عمل زبان است و يا اطلاق ملزوم بر لازم چون لازمهء عمل زبان با عمل دست است . وجه سوم اينكه مراد از دست در آيهء زبان باشد چون دست و زبان در قوت و نيرومندى