العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

298

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

شبيه بهم و اينكه هر دو . وسيلهء و ابزار جدال و درگيرى هستند . جدال و درگيرى زبانى و تبليغاتى مانند جدال عملى و قتال است . و اين وجه سوم ضعيف‌ترين وجوه و محتملات است ، همچنان كه وجه اول بهترين احتمالات است ( ظاهرا وجه سوم بهترين آنها است ) . 73 - كافى . از على بن ابراهيم . . . از حلبى مرفوعا از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه فرمود نجات مؤمن در حفظ زبان است . بيان . يعنى نجات مؤمن از هلاكت و مشكلات دنيوى و اخروى در حفظ زبان است البته بعنوان مبالغه فرموده چون براى نجات اعضاء ديگر را ( دست و پا - چشم و گوش . . ) هم بايد حفظ كند و در بعضى از نسخه‌ها من حفظ لسانه آمده است يعنى حفظ زبان از مهمترين اسباب نجات است مثل اينكه نجات منحصر در آن و سبب نجات انسان فقط حفظ زبان است . 74 - كافى . با اسناد از يونس . از ابى بصير كه گفت شنيدم از حضرت باقر عليه السّلام كه فرمود حضرت ابا ذر ميگفت . هان اى محصل علم و اى دانشجو و طلبه . اين زبان كليد و راه‌گشاى خير و كليد شر است پس همچنان كه طلا و نقرهء خود را مهر كرده و حفظ ميكنى زبان را هم حفظ كن . بيان . . در اين حديث ترغيب و تحريص است كه سخن گفتن بايد نفع اخروى و يا دنيوى هم داشته باشد كه ضرر اخروى نداشته باشد و چون زبان مفتاح و كليد شرور است پس بايد زبان را در خزانه‌اى قرار دهى تا آنچه موجب خسارت و هلاكت است بر زبان جارى نشود . همچنان كه طلا و نقره را بمصلحت حفظ و بهره‌ورى در صندوق و خزانه قرار ميدهى و زبان سزاوارتر است چون ريشه و اسانس مصالح دنيا و آخرت زبان است و فساد زبان موجب فساد و تباهى هر دو جهان است . و در قاموس است ورق كه اين لفظ در حديث بالا آمده است بر وزن كتف و جبل يعنى سكه‌هاى نقره كه جمع آن اوراق مىشود . و در مصباح به اين تعبير آمده هو النقره المضروبة او غير مضروبه . يعنى ورق به معناى نقره است مسكوك باشد يا به صورت شمش . فارابى گفته ورق يعنى درهم‌ها ( سكه‌هاى نقره ) . و در نهج البلاغه امير مؤمنان عليه السّلام فرموده است سخن در اختيار و در بند تو است تا وقتى كه آن را نگفته‌اى ولى پس از آنكه آن را گفتى تو در بند آن خواهى بود پس زبانت را حفظ كن همچنان كه طلا و نقرهء خود را حفظ ميكنى پس چه بسا كه يك كلمه‌اى سلب نعمت و باعث جلب نقمت و بلا ميگردد .