العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
155
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
پسندى ندارد ( پسندم آنچه را جانان پسندد ) و كسى كه واقعا راضى باشد خود مرضى عنه است يعنى همچنان كه او از خدا راضى است خداوند هم از او راضى است . و رضا اسمى است و مقامى است كه همهء معانى و ابعاد عبوديت و بندگى را جامع است و در بر دارد . و تفسير و ماهيت رضا سرور و خوشحالى دل و قلب است . من از پدر بزرگوار خود حضرت باقر عليه السّلام شنيدم كه ميفرمود . تعلق و بستن دل به چيزى كه هست شرك به خدا است ( كه در دل خدا و غير خدا جاى باز كرده است ) و توجه به چيزى كه نيست كفر است . و كفر و شرك با روش رضا سازگار نيست و من در شگفتم از كسى كه مدعى عبوديت و بندگى خدا است ولى در مقابل تقديرات الهى در نزاع و ناراحتى درونى است . بندگانى كه داراى مقام رضا و رتبهء عرفان الهى هستند هرگز چنين حالتى ندارند و هيچ گونه احساس ناراحتى در درون خود نميكند . 46 - تفسير امام حسن رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله فرمود . هان اى مؤمنين مبادا مانند بنى اسرائيل باشيد كه قدر و ارزش نعمتهاى الهى را ندانيد ، و از طرف خود به خدا پيشنهاد نمائيد ( كه الطاف خداوندى و من و سلواتى كه از طرف خدا بر آنها نازل شد و شكر آن نعمتها را بجا نياورند و گفتند چرا خدا براى عدس و پياز و سير و امثال اينها را نميفرستد ) و اگر يكى از شما مبتلا بكمى رزق و روزى شد و يا در زندگى خود دچار وضعى شد كه دوست ندارد مبادا در تغيير وضع زندگى خود اصرار داشته باشد و در سؤال خود از خداوند تاكيد و پافشارى بنمايد چه امكان دارد همان چيزى را كه اصرار مىكند باعث هلاكت و نابودى او گردد . ولى اين طور دعا كند كه : پروردگارا به حق مقام شامخ محمد و خاندان پاكش عليهم السّلام اگر همين چيزى كه مورد پسند طبع من نيست و در زندگى خود با آن مواجه هستم موجب خير و سعادت من است و از نظر دين من صلاح من است توفيق صبر و شكيبائى در برابر آن را به من عنايت فرما و بر تحمل آن مرا نيرومند بگردان و در مقام و استوارى براى حمل اين بار گران به من نشاط روح و سبكبالى مرحمت كن . و اگر خير و صلاح من در خلاف اين است با فضل وجود خود آن چيز را به من عنايت فرما و مرا در هر حال راضى بقضاء خود بگردان كه حمد و سپاس فقط براى تو است . و چون اين چنين دعا كنى تقديرات الهى نيكو خواهد شد و موجبات خير و صلاح تو به آسانى فراهم خواهد شد . 47 - تفسير عياشى از يعقوب بن شعيب از حضرت صادق عليه السّلام كه خداوند متعال بيوسف فرمود . اى يوسف آيا من نبودم كه تو را محبوب و مورد علاقهء پدرت نمودم ؟ - آيا من تو را باحسن و جمالى كه به تو دادم بر ديگران برترى ندادم ؟ آيا من نبودم كه كاروان را به طرف تو متوجه نمودم ؟ آيا من نبودم كه تو را نجات داده و از چاه بيرون آوردم ؟ آيا من نبودم كه مكر و حيلهء زنان را از تو بر طرف كردم ؟ پس چه شد كه از توجه به من اعراض نموده