العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
124
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
حين تقوم - هنگامى كه براى تهجد و نماز شب برميخيزى تو را مىبيند - و تقلبك في الساجدين و حالات گوناگون و ركوع و سجود و قيام و قعود تو را در بين سجدهكنندگان و در حال امامت تو در نماز و در ميان نمازگزاران مىبيند - و على بن ابراهيم از حضرت باقر عليه السّلام روايت كه منظور از قيام قيام بامر نبوت و تبليغ است و منظور از تقلب در ساجدين دگرگونى و حركت در اصلاب پيامبران است كه از صلب اجداد خود يكى پس از ديگرى منتقل مىشد . و در تفسير مجمع از صادقين عليه السّلام كه فرمودند منظور صلبهاى پيامبران است كه از زمان حضرت آدم نور پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله مرتب از صلب پيامبرى بصلب پيامبر بعدى منتقل مىشد تا اينكه خداوند اين نور پاك را از صلب پدر بزرگوارش عبد إله با طهارت مولد خارج نموده و براى هدايت مردم فرستاد . - ام من يجيب المضطر - آن خدائى كه اجابت مينمايد مضطر را يعنى انكس كه از شدت گرفتارى و مشكلات به خدا پناهنده شده - اذا دعاه و يكشف السوء - و آنچه كه انسان را ناراحت مىكند بر طرف ميفرمايد - و يجعلكم خلفاء الارض - و شما را جانشين گذشتگان قرار داد كه سكونت و تصرف در زمين را از پيشينيان بشما واگذار كرد - إله مع اللَّه قليلا ما تذكرون - آيا با خدائى كه اين نعمتها را بشما داده خداى ديگرى هست ؟ شما كمتر به ياد نعمتهاى او هستيد ( لفظ ما زائد است براى تاكيد ) - فتوكل على اللَّه - و اعتنائى بدشمنى آنان نداشته باش - انك على الحق المبين - كه تو در طريق استوار و روشن هستى و كسى كه بر حق است بايد بحفظ و نصرت الهى توكل و اعتماد داشته باشد الذين صبروا - بر مشكلات و مصائب صبر نموده و على ربهم يتوكلون - فقط بر پروردگار خود توكل مينمايند - و كان حقا علينا نصر المؤمنين - نصرت و يارى مؤمنان حقى است كه آنان بر ما دارند كه خداوند انتقام براى آنان خواهد گرفت كه با جعل الهى مستحق و ذى حق شدهاند . و در تفسير مجمع از پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله كه فرمود هر مسلمانى كه از عرض و آبروى برادر ايمانى خود دفاع و حمايت نمايد حقى بر خدا پيدا مىكند كه در روز قيامت آتش دوزخ را از او بر طرف نمايد . سپس اين آيه قرائت فرمود و كان حقا . . . و ان اللَّه هو العلى الكبير . خداوند متعال بلند مرتبه و بر هر چيز مسلط است پس بايد به او اعتماد كرد - ما لكم من دونه من ولى و لا شفيع - يعنى اگر از حدود و از مرز خشنودى و رضاى حق بجاوز كنيد احدى نميتواند شما را يارى كرده و يا براى شما شفاعت نمايد و يا به اين معنا كه اساسا « و بطور كلى شما ولى و شفيعى جز او نداريد بلكه فقط او است كه مصالح شما را ميداند و منظور ميدارد و در مواقع مناسب و بجا شما را نصرت ميدهد و به غير اذن و اجازه او شفاعت و وساطت و تاثيرى نخواهد بود پس اگر شايستگى خود را از دست دهيد ولى و ناصر و ياورى براى شما باقى نخواهد ماند - أ فلا تتذكرون - آيا با اين مواعظ الهى متذكر و متنبه نميشويد ؟ - و توكل على اللَّه و كفى باللَّه وكيلا - كارها كه به او