العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

115

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

صغرى نازل شده هنگامى كه ابو سفيان نعيم بن مسعود را به منظور تخويف و تضعيف مؤمنان فرستاد ( كه مردم مكه و ديگران دست بدست هم داده‌اند تا اسلام و مسلمين را نابود كنند ) كه اين داستان در جلد ششم ( چاپ قديم ) گفته شد - ولى مؤمنين مخصوصا على عليه السلام گفتند حسبنا الله و نعم الوكيل يعنى خداوند براى ما كافى است و وكيل خوبى است فانقلبوا يعنى مؤمنين مراجعت نمودند بنعمه من الله با عافيت و سلامتى و با ايمان ثابت و افزايش ايمان و فضل و سود و بهره از اين تجارت و معامله با خدا لم يمسسهم سوء بدون جراحت و زخمى شدن و مصون از كيد و مكر دشمن و اتبعوا رضوان اللَّه با اين شجاعت و حركت خود رضايت الهى را كسب كردند و اللَّه ذو فضل عظيم و خدا تفضل فرمود بر آنان با اين لطف و ديگر الطاف خودش - و در خصال مرحوم صدوق است كه فرمود من در شگفتم از كسى كه از چهار چيز ناراحت است چگونه خود را در پناه چهار چيز ديگر قرار نميدهد - تعجب دارم از كسى كه ترس و وحشت دارد چرا خود را با اين آيهء حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ تسكين نميدهد با اينكه دنبال اين آيه چنين است فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ كه نتيجه اتكال به خدا مصون ماندن آنها شد تا آخر حديث و امثال اين گونه احاديث فراوان است كه در محل مناسب خود خواهد آمد . وَ كَفى بِاللَّهِ وَلِيًّا براى سرپرستى امور شما و كفى باللَّه نصيرا كه نصرت و يارى مينمايد شما را بنا بر اين اعتماد شما به او بايد باشد و دلخوشى شما به او باشد و كفى باللَّه وكيلا كه شر و زيان آنان را از تو بر طرف خواهد ساخت و على اللَّه فتوكلوا در پيروزى بر ستمكاران ان كنتم مؤمنين اگر تصديق بوعده‌هاى او داريد - رضى اللَّه عنهم و رضوا عنه كه با اين جمله رضاى به قضاى الهى را مدح و ستايش نموده و بيان مىكند قُلْ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا كه در اين استفهام انكارى ولى گرفتن غير خدا مورد انكار است نه فقط دوست گرفتن ( يعنى هم خدا را و هم مخلوق خدا را انسان دوست بدارد اشكالى ندارد آنچه مورد انكار است دوست داشتن غير خدا ) و گفته شده مقصود از ولى در اينجا معبود است ( كه البته به اين معنا بايد منحصرا خدا باشد لا غير ) و احتمال هست مقصود از ولى مطلق سرپرست امور باشد كه باز هم منحصرا خدا است و اما پذيرش سرپرستى انبياء و اوصياء چون اينها منصوب از جانب خدا هستند پس در واقع پذيرش اينها همان پذيرش سرپرستى حق است فاطر السموات و الارض ايجادكننده و ابداع‌كننده آسمانها و زمين با حكمت و قدرتش خلقت ابتدائى و اولى يعنى بدون سابقه و گرفتن نقشه و مايه از چيزى كه مثل اينها باشد . بنا بر اين آن ذات مقدسى كه تمام اسباب و وسائل آسمانى و زمينى بدست او است شايسته و بجا است كه سرپرست امور باشد و او را بايد براى ولايت انتخاب نمود و هو يطعم و لا يطعم روزى ميدهد و از كسى روزى نميخورد يعنى تمامى منافع و بهره‌مندىها