العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

116

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

از جانب او است و او خود از چيزى بهره‌مند نيست . وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ يعنى اگر بلائى مانند مرض و فقر به تو برساند فلا كاشف له هيچ كس قدرت بر طرف كردن او را ندارد جز خود او و ان يمسسك بخير و اگر نعمتى مانند صحت و ثروت براى تو بخواهد فهو على كل شيء قدير پس او است كه قدرت بر ادامهء اين نعمت و يا قطعش را دارد و لا اخاف ما تشركون به يعنى از اين معبودهاى شما هيچ ترسى ندارم چون قدرت بر سود و زيان ندارند . الا ان يشاء ربى شيئا مگر اينكه پروردگار من مصيبتى به من برساند و ممكن است مقصود از ما تشركون همه چيزهائى كه متوسل به آن ميشوند باشد چه بتها و چه انسانهاى صاحب نفوذ كه توجه و اميد داشتن بانسانهاى اين گونه‌اى نوعى از شرك است همان طورى كه از اخبار زيادى استفاده مىشود ان وليى يعنى ناصر و نگهبان من اللَّه الذى نزل الكتاب آن خدائى است كه قرآن نازل نموده و هو يتولى الصالحين و او ناصر و نگهبان بندگان شايسته است و على ربهم يتوكلون يعنى در موارد خوف و ارجاء و در تمام حالات كارهاى خود را به خدا واگذار مينمايد - فان اللَّه عزيز حكيم خدا توانا است كه پيروز كند ناتوان را بر توانا و تعداد كم را بر تعداد زياد و كارهائى را كه بحسب سنجش فكرى بعيد است و عقل انسان نميتواند درك كند خداوند انجام ميدهد با حكمت بالغه خود - و توكل على اللَّه يعنى از خدعه و نيرنگ اينها نترس كه خدا نگهدار و كفايت‌كنندهء كارهاى تو است انه هو السميع مذاكرات آنها را مىشنود - العليم - نيت‌ها و تصميم‌هاى آنان را ميداند - و ان يريدوا ان يخدعوك اگر مثلا از راه پيشنهاد صلح و آشتى بخواهند در بارهء تو خدعه و نيرنگى به كار برند فان حسبك اللَّه خداوند كفايت امور تو را خواهد كرد - از على بن ابراهيم از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه اينها گروهى از قريش بودند كه ميخواستند چنين مكر و فريبى اعمال كنند - هو الذى ايدك او است كه تو را قوى و نيرومند نمود - و الف بين قلوبهم كه دوست پر محبت با هم شدند - و لكن اللَّه الف بينهم تو نكردى بلكه خداوند با قدرت بىنظير خود بوسيله اسلام اين الفت و محبت را ايجاد كرد - انه عزيز قدرت و پيروزى او كامل و هيچ قدرتى بر او پيروز نيست - حكيم او ميداند چه عملى مصلحت است و او را انجام ميدهد - هو مولانا او ناصر و ياور ما و متولى و سرپرست كارهاى ما است - و على اللَّه فليتوكل المؤمنون چون مؤمن سزاوار نيست بر غير خدا اعتماد كند - و منهم من يلمزك في الصدقات يعنى در تقسيم صدقات و غنائم عيب‌گرى و اشكال‌تراشى مىكند - فان اعطوا رضوا - اگر چيزى به آنها داده شود خشنود ميشوند يعنى خشنودى و نارضايتى اينها براى دين نيست براى منافع خودشان است در كافى و در تفسير مجمع و عياشى از حضرت صادق عليه السّلام است كه بيش از 2 / 3 مردم مصداق اين آيه هستند - وَ لَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا ما آتاهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ اگر راضى ميشدند به همان مقدار از صدقات و