العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
90
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
( اتّق المرقى السّهل ) مرقى و مرتقى و مرقاة محل ترقى و بالا رفتن است كه همه از ريشه ترقى گرفته مىشود مثلا ميگويند رقيت السّلّم و الجبل و السّطح يعنى بالاى نردبان و يا بام و يا كوه رفتم ( پس نردبان و بام و كوه محلى است كه بالاى آن رفته ) و منحدر كه در روايت است محل پائين آمدن از انحدار كه بمعنى نزول و پائين آمدن است و ( وعر ) كه باز در روايت است به معناى سخت و دشوار مقابل سهل و آسان است جوهرى گويد جبل و عر و مطلب و عر با سكون عين اصمعى گويد وعر بكسر عين نخوان . ميگويم من منظور حضرت از اين فرمايش شايد اين باشد كه نبايد انسان در مقام بدست آوردن منصب و جاه و مقام و رياست باشد ( يعنى خود آنها هدف نهائى باشد ) و همچنين شهوات دنيا و رسيدن به آخرين لذتها زيرا اين گونه چيزها گرچه ممكن است به آسانى بدست آيد ولى عاقبت و پايان بدى دارند و رهائى از گرفتارى و نتائج شوم آنها در نهايت سختى و دشوارى است . خلاصه مطلب اينكه متابعت و پيروى از نفس در خواهشهاى آن و مرتب از اين خواهش و خاسته بخواسته بعدى گام نهادن گرچه هر يك از آنها در نظر انسان كوچك و ناچيز است و به آسانى بدست مىآيد ولى هنگام مرگ كه همه آنها را يك جا ميخواهد رها كند و از آنها بازجوئى شود بسيار دشوار و ناگوار است بنا بر اين چنين شخصى مانند كسى است كه با حيله و نقشههاى مخصوصى كوهپيمائى نموده و بالاخره خود را بقله كوه مىرساند . ولى پس از رسيدن بقله كوه در راه پائين آمدن متحير و سرگردان ميماند . علاوه اين پستها و اين درجات بىارزش و پست را در اين جهان تدريجا و با طول مدت بدست آورده ولى هنگام مردن بناچار تمام آنها را يك مرتبه از دست ميدهد و لذا سكرات مرگ و بريدن از اين همه بستگىها خيلى گران و دشوار است اين شخص نظير كسى است كه از نردبانى پله پله و يك يك بالا ميرود و هنگامى كه به آخرين پله رسيد ناگهان سقوط نمايد و هر چه درجه و پلهها بهنگام بالا رفتن بيشتر باشد ضرر و صدمه افتادن و خطر سقوط بيشتر است بنا بر اين لازم است شخص خردمند را هنگامى كه در قوس صعود قرار گرفته و درجات و مقامات دنيوى را بالا ميرود قوس نزولى را هم از نظر دور ندارد و در شدائد و مشكلات سقوط و پائين آمدن تامل نمايد و خيلى زياد و بيش از مقدار نياز و ضرورت بالا نرود . اين تشبيهى كه در بيان امام عليه السّلام آمده بر هر يك از دو احتمال و دو وجه كه گفته شد تنظير و تمثيل زيبا و لطيفى است و از رساترين و بهترين كنايات و تشبيهات است و در بعضى از نسخهها ( اتّقى ) با يا آمده و ظاهرا از اشتباه نويسندگان است و از اين نسخه است كه بعضى از شارحين ( اتّقى ) به صيغه اسم تفضيل خوانده و مرقى به صيغه اسم مفعول و ( السّهل ) را مرفوع خوانده كه خبر مبتداء كه اتقى است بشود كه معناى روايت چنين شود خطرناكترين