العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

89

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

كتاب نهايه گويد ارغم اللَّه انفه يعنى خداوند بينى او را به روى خاك آورده است چون رغام به معناى خاك است البته اين معناى اصلى و لغوى اين جمله است سپس در موارد ذلت و زبونى و ناتوان شدن از گرفتن حق و تسليم شدن با كراهت و بىميلى به كار ميرود . 19 - كافى . . . امير مؤمنان عليه السّلام فرمود فقط دو چيز است كه از خطر آنها بر شما مى - ترسم 1 - پيروى از هواى نفس 2 - آرزوى دور و دراز اما متابعت از خواسته‌هاى نفسانى انسان را از حق باز ميدارد و اما آرزوى دراز آخرت را فراموش مىكند . بيان - اما باز داشتن هواى نفس انسان را ز حق از اين نظر است كه علاقه و محبت به دنيا و لذتهاى آن چشم دل را از ديدن حق و درك حقيقت كور مىكند و از تسليم شدن به حق باز ميدارد چون حق و باطل نقطه مقابل هم هستند و دنيا و آخرت مانند دو هوو از يك دگر گريزانند و مسلما دنيا ( هدف اصلى بودن دنيا ) با اهل باطل است بنا بر اين رفتن دنبال دنيا و لذتهاى آن باعث مىشود كه باطل در نظر وى به صورت حق و صحيح جلوه كند و در نتيجه واقع و حقيقت را نديده و درك نكند و يا اينكه اساسا براى اينكه بلذت و هوس خود برسد دانسته و فهميده حق و حقيقت را انكار نموده و در مقابلش جبهه‌گيرى مىكند صورت اول مانند توده عوام و مردم كوته‌فكر از اهل باطل صورت دوم مانند علماء و دانشمندان آنان و طول امل ( آرزوى دراز ) يعنى تصور و گمان باقى ماندن در دنيا و انتظار رسيدن بلذتها با آرزوهاى ابليسى و دروغين باعث فراموشى آخرت و وقايع وحشتناك آن جهان ميگردد و در نتيجه در فكر آخرت و اعمالى كه در آنجا سودى داشته باشد و انسان را از گرفتاريها و شدائد اخروى نجات دهد . نميباشد . و اما اينكه وجود پاك و مقدس امير مؤمنان خوف و ترس از اين دو عامل را به خود نسبت داده از اين نظر است كه حضرتش بزرگ مؤمنين و متصدى اصلاح حال آنان و سرپرست آنها در امور زندگى و راهنما و دعوت‌كننده آنها است به آنچه در امر آخرت مفيد و نافع است . 20 - كافى . . . عبد الرحمن بن حجاج گويد موسى بن جعفر عليه السّلام به من فرمود بترس از بالا رفتن سهل و آسان در صورتى كه پائين آمدن و سقوط از آن دشوار و ناراحت‌كننده باشد . و نيز گويد حضرت صادق عليه السّلام مكرر ميفرمود . هيچ گاه از نفس سركش و خواسته‌هاى آن غافل مباش و يا به اين معنا كه هيچ گاه نفس خود را با هوا و خواسته آن دمساز مكن چون هواهاى نفسانى همان نفس را به پستى سقوط و هلاكت ميافكند و رها كردن نفس را با لذتها و خواسته‌ها ( كه هر چه ميخواهد انجام دهد ) موجب اذيت و رنج نفس خواهد شد و باز داشتن نفس از آنچه ميطلبد درمان مرض و بيمارى نفس است . بيان در روايت اول لفظ چنين است