العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

34

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

و جوارح بدن تابع و خدمتگزارند و ابزارى هستند كه قلب آنها را در خدمت خود ميگيرد مانند سلطان آنها را بنده‌وار به كار مىگمارد و مانند والى و سرپرستى كه رعيّت خود را به خدمت واميدارد و صنعتگرى كه ابزار و آلات را به كار ميبرد . و قلب است كه چون از توجه به غير از خدا سالم شد و منصرف گشت در مقام قرب الهى بار مىيابد و پذيرفته مىشود و اگر در غير خدا غوطه‌ور گشت طرد و رانده مىشود و او است مورد مطالبه دستورات و تكاليف و توجه خطابات و او است كه پاداش و كيفر مىبيند او است كه سعادت تقرب و نزديكى به خدا را بدست مىآورد پس در صورت تزكيه و پاكى رستگار و كامياب ميگردد او است كه شقاوت و نوميدى نصيبش گردد اگر آلوده و تباه شود . در حقيقت و واقع مطيع و فرمانبردار است و انوار و روشنى او است كه در اعضاء و جوارح نمايان و پخش ميگردد و به صورت عبادت و بندگى جلوه‌گر مىشود . و او است كه تمرّد و سركشى و نافرمانى خدا مينمايد و اثر و نشانه‌اش به صورت گناه و كارهاى زشت در اعضاء و جوارح نمايان مىشود و با ظلمت و تاريكى او و با روشنائى و نورانيّت او است كه ظاهر و برون انسان آلودهء بزشتىها و يا آراستهء به نيكىها ميگردد چون هر ظرفى از آنچه كه در درون دارد رطوبت ميدهد . و او است كه انسان چون او را شناخت خود را شناخته و چون خود را شناخت خدايش را مىشناسد و همچنين قلب است كه چون انسان در حق او جاهل شد نسبت بشناخت خود جاهل و نادان و چون خود را نشناخت خدايش را نتوان شناخت . و كسى كه در بارهء شناخت خود جاهل و نادان باشد نسبت به شناخت غير خود نادان‌تر و جاهل‌تر است . و اكثريت اين مردم در حق خود و در باره قلب خود جاهل و نادانند و پردهء هواهاى نفسانى بين آنها و خودشان و قلبشان حائل شده - و خدا پرده‌اى آويزد و ميان انسان و قلبش - ( انفال 24 ) و حائل بودن خدا به اين معنا است كه توفيق ديد و شناخت خودش به او نمىدهد و توفيق مراقبت و نگهبانى دل و شناخت صفات قلب و اينكه چگونه در قبضهء قدرت حق در دست و ميان انگشتان خداى رحمان در تقلب و تحول است و اينكه چگونه مىشود كه گاهى تا پست‌ترين منازل پائين آمده و در عمق دره هلاكت و شقاوت هم سطح شياطين ميگردد و گاهى بطورى بلند پرواز شده تا بالاترين درجات عليين ميرود و تا عالم فرشتگان مقرب الهى اوج ميگيرد . توفيق توجه و شناخت اين مطالب از او سلب مىشود اين است معناى حائل شدن خدا ميان انسان و قلب انسان . و كسى كه قلب و نفس خودش را نشناسد كه مراقب و نگهبان او باشد و آمادگى پيدا كند براى آنچه از عالم ملكوت در او و بر او تابش مىكند اين شخص از آن افرادى است كه