العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

35

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

خدا در بارهء آنان فرموده ( شما مؤمنان مانند آنان نباشيد كه به كلى خدا را فراموش كردند و خدا هم خود آنها را از يادشان برد و آنان در واقع بدكارانند ( سورهء حشر 19 ) بنا بر اين شناخت قلب و حالات و اوصافش اصل و پايهء دين و اساس راه رهروان بسوى حق است . پس از اين مقدمه بدان كه كلمه و واژهء - نفس - روح - قلب - عقل - ( اين چهار كلمه ) الفاظى هستند كه معانى آنها نزديك و شبيه يك ديگر است . اما لفظ قلب در دو مورد استعمال مىشود 1 - گاهى قلب گفته مىشود و منظور همان قطعهء گوشت صنوبرى شكل است ( كه معمولا باندازهء يك دست بسته و بهم آمده است ) كه در قسمت چپ سينهء انسان قرار دارد و او گوشت مخصوصى است كه درون آن خالى و تهى است و در همان قسمت خون سياه رنگى است و او منبع و سرچشمهء روح حيوانى است و اين چنين قلبى در تمام حيوانات هم هست بلكه در بدن شخص مرده هم هست . 2 - گاهى هم قلب گفته مىشود و مقصود آن موجود لطيف و روح ربانى و آسمانى است كه با اين قلب گوشتى ارتباط خاصى دارد و افكار دانشمندان در نحوهء ارتباط و علت تعلق اين موجود لطيف با اين قطعه گوشت متحير و سرگردان است چون كيفيت اين ارتباط و تعلق نظير تعلق اعراض و رنگها باجسام است و نظير ارتباط وصف با دارندهء وصف و يا نظير ارتباط صنعت‌گر با ابزار و آلات صنعت و ارتباط جايگزين با آن جايگاه و مكان است و تحقيق اين مطلب بستگى دارد به پى بردن و روشن شدن اسرار و ماهيت وجودى روح انسان و چون در اين قسمت رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله سخنى و بيانى ندارد ديگران هم مناسب نيست كه در اين قسمت ( كشف حقيقت روح ) وارد شوند . و اما لفظ روح آن هم به دو معنا اطلاق و در دو مورد استعمال مىشود . 1 - روح حيوانى و جسم لطيف كه از آن فضاى پر از خون قلب سرچشمه گرفته و بواسطهء عروق و شريان و رگها در تمام قسمت بدن سارى و جارى است . و جريان اين روح در بدن و رسيدن نور حياة و زندگى و حس و ادراك و نيروى شنوائى و بينائى و بويائى و پيدايش اينها در اجزاء مناسب بدن همانند پيدايش نور و روشنائى است در اطراف و زواياى خانه از اثر گردش دادن چراغى روشن در آن خانه كه اين چراغ به هر نقطهء برسد آنجا را روشن مىكند ( كه در اين مثل چراغ و خانه سه چيز هست 1 - روشنائى خانه 2 - چراغ روشن 3 - گردش چراغ ) در خانه بدن هم - حياه و زندگى نظير روشنائى كه بر در و ديوار خانه پيدا مىشود - روح حيوانى هم بجاى چراغ ظاهرى - جريان و حركت روح در تمام اعضاء و جوارح نظير حركت چراغ در اطراف خانه بوسيلهء محرك و عامل گردش - ضمنا در اصطلاح اطباء و پزشكان لفظ روح در اين معنائى كه گفته شد