العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
175
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
مينمائى . و متوجه باش عمل اندكى كه هميشه انجام دهى و توام با حالت يقين باشد . ارزشش از عمل زيادى كه همراه يقين نباشد بهتر و بيشتر است . و نيز بدان بهترين نشانه پرهيزكارى دورى از گناهان و محرمات است و خوددارى از غيبت و آزار مؤمنين است و زندگى گوارا و خوش در گرو خوش خلقى است و بهترين سرمايه زندگى قانع شدن به مقدار احتياج و كفايت مختصر است و زيان بارترين جهل و نادانى حالت عجب و خود پسندى است . 29 - كتاب محاسن . . . حضرت صادق عليه السّلام فرمود : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله روزى حارثه بن مالك را ديد . فرمود حالت چگونه است اى حارث ؟ عرض كرد داراى ايمان حقيقى هستم حضرت فرمود : هر چيزى حقيقت و نشانهاى دارد اثر و نشانه يقين تو چيست ؟ عرض كرد دلم از دنيا كنده و به آن بىميل است و شبهايم به بيدارى و روزهاى گرم با گرسنگى و روزهدارى سپرى مىشود . و گويا مىبينيم عرش پروردگار را كه براى حساب و بررسى اعمال آماده شده و گويا مىبينم بهشتيان را كه بديدار يك ديگر ميروند و ضجه و ناله دوزخيان در آتش در گوشم منعكس است منعكس است رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود . بندهاى است كه دلش با تابش نور ايمان روشن گشته . اين حالت ارزنده را درست مراقب باش . عرض كرد يا رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله دعا كن خداوند نعمت شهادت را به من عنايت فرمايد . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله گفت خدايا نعمت شهادت را روزى حارثه فرما چند روزى طول نكشيد كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله گروهى به جنگ اعزام نمود كه حارثه همراه آنان بود هفت يا هشت نفر شهيد شده بود كه حارثه نهمى آنها بود . 30 - محاسن . . . اسحق بن عمار گويد شنيدم از حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله پس از اداء نماز صبح جوانى را از انصار در مسجد مشاهده نمود كه از بيخوابى سرش بىاختيار پائين مىآيد چهره زرد و بدن لاغر و ضعيف او از شب زنده دارى حكايت ميكرد و چشمانش در كاسه سرش فرو رفته و گود شده . حضرت فرمود : فلانى حالت چگونه است ؟ عرض كرد ( به حمد اللَّه ) داراى حالت يقينم . حضرت از اين گفتار تعجب كرد ( چون صفت يقين بسيار نادر و كم است ) و يا خوشحال و مسرور شد . و فرمود هر چيزى اثر و نشانهاى دارد اثر و حقيقت يقين تو چيست ؟ عرض كرد همين يقين است كه مرا در حزن و اندوه قرار داده و شبهاى مرا بيدار و در روزهاى گرم به گرسنگى و روزه واداشته است و در نتيجه آن دنيا و تمام تعلقات دنيوى در نظر من ناچيز و بىارزش شده گويا من دارم عرش پروردگار را مىبينم كه براى حساب و بررسى اعمال نصب شده و مردم براى حساب همگى جمع گشته و من هم در ميان آنان